ميگفت : « براى ما ، وقتى كه از كودكى پا بيرون نهيم ، پدر من چيزى باقى نخواهد گذاشت » ( پلوتارك ، اسكندر ، بند 6 ) . در عقايد مذهبى محكم بود و قربانىهاى زياد براى آلههء يونانى ميكرد . مزاجش تند بود و خشم زود بر وى غلبه ميكرد .
بىاندازه ميخواست ، كه نقّاشها و مجسّمهسازها شكل و مجسمهء او را چنان بكشند يا بسازند ، كه شكيل و باصباحت منظر باشد ( همانجا بند 2 ) .
اگرچه اسكندر طبيعتا صفات عالى داشت ، ولى توجّه فيليپ هم در تربيت او بسيار مؤثر افتاد ، زيرا فيليپ هيچگاه فراموش نميكرد ، كه مصاحبتش در ايام كودكى با اپامىنونداس ، تا چه اندازه در تربيت او مؤثر بود . به همين جهت ، چنان كه ذكر شد ، ارسطاطليس فيلسوف معروف يونانى را بدربار خود خواست ، تا او را تعليم كند و اسكندر نحو و صرف زبان يونانى را نزد حكيم مزبور آموخت . بعد فيليپ معلّمين ديگر براى اسكندر تهيه كرد و مخصوصا اسبسوارى و تيراندازى و ورزشهاى گوناگون به او آموخت . پس از اينكه اسكندر بزرگ شد و بسنّى رسيد ، كه ميتوانست با علوم ديگر آشنا شود ، فيليپ ارسطاطليس را ، كه در مىتىلن « 1 » ميزيست ، براى تعليم اسكندر باز بدربار خود خواست و حكيم مزبور چند علم ديگر و بخصوص طبيعيّات را به او آموخت و در دربار مقدونى بماند ، تا اسكندر بتخت نشست و بآسيا براى جنگ گذشت . مورّخين اسكندر نوشتهاند ، كه چون او علوم طبيعى و طبّ را دوست ميداشت ، بعدها هشتصد تالان بارسطو داد ، تا بمخارج تحقيقات در اين علم صرف كرده كتاب خود را باتمام برساند و نيز نوشتهاند ( پلوتارك ، اسكندر ، بند 9 - كنتكورث ، كتاب 1 ، بند 3 ) : اسكندر مايل نبود ، كه ارسطو چيزهائى ، را كه به او آموخته بود ، منتشر كند ، چنان كه در نامهاى خطاب به ارسطو ، اسكندر از حكيم مذكور مؤاخذه مىكند ، كه چرا مقام علم آكروآماتيك « 2 » را پست و كتابهائى در اين باب منتشر كرده ( از فحواى كلام مورّخين مذكور چنين مستفاد مىشود ، كه مقصود فلسفه ماوراء الطبيعه بوده )
هامش
( 1 ) -Mytilene .( 2 ) -Acroamatique ( acroamaticas ) .