اضطرابى در يونان پديد آمد و خواستند تداركاتى بينند ، ولى دموستن نطّاق معروف آتن به آتنيها فهماند ، كه به اين شايعات نبايد اعتبارى داده پارسىها را دشمنان خود پندارند .
كشته شدن اردشير
اردشير را در سال 20 سلطنتش باگواس خواجه زهر داد و شاه بر اثر آن درگذشت . جهت اين اقدام خواجهء مزبور درست معلوم نيست . ديودور گويد ( كتاب 17 ، بند 5 ) « در سلطنت فيليپ ، اخس شاه پارسىها بود و اعلى درجهء شقاوت را نسبت بتبعهء خود به كار مىبرد .
از اين جهت مورد بغض گرديد و باگواس ، يكى از رؤساء قراولان شاهى ، او را زهر داد . اين خواجهء جنگآور مردى بود فاسد و طبيبى را آلت اجراى جنايت خود كرد » . بعض مورّخين ديگر ، مانند پريدو « 1 » نوشتهاند ، كه خواجهء مذكور مصرى بود و شدّت عمل اردشير نسبت به مصريها و بىاثر ماندن عجز و الحاح او ، راجع باينكه اينقدر سختى با مصريها نكند ، او را بكشيدن انتقام تحريك كرد .
الين نوشته ، كينهء خواجهء مزبور بقدرى شديد بود ، كه پس از قتل اردشير جسد او را ريزريز كرده بسگها خوراند . برخى از نويسندگان را عقيده اين است ، كه اردشير قسمتى از سختيهاى خود را دربارهء مصريها جبران كرد ، چنان كه سالنامههاى مصرى را خريده بكاهنان پس داد ، ولى قضيّهء كشتن آپيس گاو مقدّس مصرىها را ممكن نبود جبران كند و همين قضيّه حسّ انتقام را در دل خواجهء مصرى ، كه وطنپرست متعصّبى بود ، مشتعل داشته باعث قتل اردشير شد . صحّت اين روايات معلوم نيست ، زيرا ، اگر جهت اين بوده ، چرا باگواس خواجه با تقرّبى ، كه در نزد اردشير داشت و زمام امور را بدست گرفته بود ، كشيدن انتقام را تا سال 20 سلطنت اردشير ، يعنى 6 سال پس از فتح مصر ، بتأخير ميانداخت . اين جنايت جهت ديگرى داشته ، كه بر ما معلوم نيست . ديودور سىسىلى گويد : « پس از تسخير مصر اردشير ببابل برگشت و در عيش و عشرت غوطهور شده زمام تمام امور را
هامش
( 1 ) -Prideau . Hist . des Juifs et des peuples voisins .