تا اينجا حاصل شده بود ، از دست رفت ، زيرا مصريها از كندى و مماطلهء قشون ايران استفاده كرده منفيس را طورى محكم كردند ، كه ديگر حملهء ناگهانى ثمرى نداشت ( نيز نوشتهاند ، كه چون فرناباذ در اين اوان پير بود بواسطهء كهولت در ترديد و تذبذب افتاد ) . بعد مصريها در حوالى مندس ، كه خراب شده بود ، جمع شده ايرانىها را مورد حملات پىدرپى قرار دادند . همه روزه بر نيروى آنها ميافزود و ، چون نسبتا تلفات زيادترى بايرانىها وارد ميكردند ، قوّت قلب مييافتند و نيز تجربهء آنها در جنگ بيشتر ميشد . اين احوال تا طغيان نيل امتداد يافت و پس از آن ، چون كارى نميشد كرد ، قشون ايران ماندن خود را در مصر بىنتيجه ديده بآسيا برگشت ( 374 ق . م ) . امّا ايفيكرات ، چون ميترسيد كه مانند كنن آتنى گرفتار شود ، شبانه بكشتى نشسته به آتن رفت و فرناباذ رسولانى به آتن فرستاده عدم بهرهمندى ايرانىها را در اين سفر جنگى تقصير او دانست . آتنىها جواب دادند ، كه به اين امر رسيدگى خواهند كرد و ، اگر تقصير با او باشد ، مجازات خواهد شد .
چندى بعد آتنىها او را رئيس بحريّهء خود كردند ( ديودور ، كتاب 15 ، بند 43 ) .
چنين بود عاقبت اين لشكركشى ، كه براى خزانهء ايران خيلى گران تمام شد و بواسطهء بروز اختلاف بين سپهسالار ايران و سردار يونانى بىنتيجه ماند . بعد ديودور گويد : ايفيكرات ، كه سردار قابلى بود ، از تجربيّات اين جنگ استفاده كرده اصلاحاتى در اسلحهء سپاهيان آتن مجرى داشت ، توضيح آنكه سپرهاى سنگين آنها را بسپرهاى سبك و كوتاه مبدّل كرد ، نيزهها و شمشيرهاى آنان را درازتر ساخت ، كفشى اختراع كرد ، كه پوشيدن و كندن آن خيلى آسانتر بود و اصلاحات ديگرى نيز بموقع عمل گذارد ، كه در جنگهاى بعد به كار رفت و فايدهاش ثابت شد ( كتاب 15 ، بند 44 ) .
مبحث دوازدهم - شورش چند ايالت غربى
تقريبا در اواخر قشونكشى ايرانىها بمصر بعض ايالات غربى ايران ، واقع در كنار درياها ، خواستند از اشتغال دربار بامور مصر استفاده كرده از ايران جدا