و مانتن او را اوّلين فرعون سلسلهء سونيت يا سلسلهء سىام دانسته . كارهاى اين شخص باز درست معلوم نيست ، زيرا ديودور ، كه منبع مهمّ اطّلاعات ما راجع بروابط مصر و ايران اين زمان است ، اسامى پادشاهان مصر را درهموبرهم ضبط كرده و نميتوان بتحقيق گفت ، كه از وقايع مذكوره كداميك در زمان نكتانب و چه واقعهاى در زمان آخريس روى داده . مورّخين ديگر هم مانند تئوپومپ « 1 » راجع بوقايع اين زمان باختصار كوشيدهاند . بهرحال آنچه به نظر ميرسد اين است :
نكتانب ، چون ميديد ، كه اردشير پس از اينكه به كارهاى آسياى صغير و شورش قبرس خاتمه داد ، بفكر تسخير مصر خواهد افتاد ، تا شاهنشاهى هخامنشى را بىكمو كسر برقرار كند ، بدولت آتن نزديك شده سردار ماهر آن را ، كه خابرياس « 2 » نام داشت ، با سپاهيان يونانى به خدمت خود طلبيد و كارهاى آخريس را در محكم كردن دهنههاى مصبّ نيل دنبال كرد . وقايع بعد چنين بود :
عزم بر تسخير مصر
اردشير پس از فراغت از تسويهء كار قبرس ، كه سنگر مصر گرديده بود ، ديد موقع رسيده ، كه اين ايالت سابق ايران را باطاعت درآورد و با اين مقصود در تهيّه و تدارك قشون و بحريهء قوى براى سفر جنگى بمصر گرديد . فرناباذ فرمانده اين قوّه شد و ، چون در اين اوان بواسطهء صلح آنتالسيداس ، چنان كه بالاتر گذشت ، اردشير حكم عالى امور يونان بود ، سردار مزبور سفيرى به آتن فرستاده شكايت كرد از اينكه آتنىها خابرياس را به اختيار دشمنان ايران گذاردهاند و گفت ، كه اگر دولت آتن او را احضار نكند ، دوچار غضب شاه خواهد شد . فرناباذ علاوه بر احضار خابرياس ميخواست ، كه آتن ايفيكرات « 3 » ، بهترين سردار خود را ، نزد او فرستد ، تا فرمانده يونانىهاى اجير در قشون ايران گردد . آتنىها ، چون از اردشير ميترسيدند ، بىترديد و فورا تكاليف فرناباذ را پذيرفته خابرياس را احضار و ايفيكرات را نزد فرناباذ فرستادند . بعد اردشير ، براى اينكه حتّى المقدور بيشتر يونانىهاى اجير را به خدمت خود درآورد ، سفرائى به يونان فرستاد و آنها از طرف شاه بشهرهاى يونانى اعلام كردند ، كه بايد يونانيها
هامش
( 1 ) -Theopompe .( 2 ) -Chabrias .( 3 ) -Iphicrate .