تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1131

مساهمون:

ص١١٣١
كه سربازان او در انداختن درخت‌هاى بلند و قشنگ ترديد دارند و درختان را خوب و بد ميكنند ، تبر را برداشته بزرگتر و زيباترين درخت را بدست خود انداخت . پس از آن سربازان تمام درختانى را ، كه مورد احتياجشان بود ، انداخته آتشهاى بزرگ روشن كردند و يك شب را راحت گذرانيدند . اردشير ، پس از دادن تلفات زياد از حيث سربازان خوب و تقريبا تمام اسبهايش ، بپاىتخت خود برگشت . بعد بتصوّر اينكه عدم بهره‌منديش در اين سفر جنگى او را در نظر درباريان پست كرده ، نسبت بآنهائى ، كه در درجهء اولى بودند ، ظنين شد و در نتيجه چند نفر را قربانى خشم و عدّه‌اى را فداى جبن خود كرد ، زيرا اين شهوت از تمام شهوات در مستبدّين بيشتر است . شجاعت ، به عكس ، مرد را ملايم و خوش‌خلق كرده از سوءظنّ دور ميدارد . اين است ، كه مىبينيم از حيوانات آنهائيكه ترسو هستند ديرتر از همه رام و اهلى ميشوند ، و حال آنكه جانوران دلير ، كه بقواى خود مطمئن‌اند ، از نوازش انسان باكى ندارند » ( اردشير ، بند 30 ) .

مبحث يازدهم - لشكركشى ايرانيان به مصر احوال مصر

بالاتر گفته شد ، كه در سلطنت داريوش دوّم مصريها شوريدند و دربار ايران نتوانست آنها را مطيع كند . بعضى تصوّر كرده‌اند ، كه جدا شدن مصر از ايران بعد از فوت داريوش دوّم بوده ، زيرا مان‌تن مورّخ مصرى مدّت سلطنت اين شاه را در مصر نوزده سال نوشته و پس از آن ديگر اسمى از شاهان ايران نميبرد ، ولى بنابر كاغذ حصيرى ، كه از مصر بدست آمده ( كاغذ حصيرى استراسبورگ ) و نوشته‌هاى توسيديد و ديودور ظنّ قوى اين است ، كه شورش مصر بين 415 و 402 ق . م روى داده . بهرحال ، چنان كه بالاتر ( صفحهء 962 ) ذكر شد ، آميرته خود را پادشاه مصر خواند و كارهائى براى اين مملكت كرد ( ظنّ قوى اين است ، كه او پسر پوسيريس مذكور در صفحهء 933 بوده ) . مان‌تن مدّت سلطنت او را شش سال دانسته و شخص او را ، با اين‌كه يكنفر بود ، سلسلهء 28 فراعنهء مصر بشمار آورده . اين نكته را نيز بايد در نظر