نفر سپاهى با خود بردارد و شبانه ناگهان بر او بتازد ، او را با عيال و اطفال و گنجش بدست خواهد آورد . بنابراين ششصد نفر برداشته نصفشب بقصر آسيدات رسيد .
چون يونانيها نتوانستند داخل قلعه شوند ، در ديوار قلعه ، كه بقطر هشت آجر بود سوراخى كردند و محصورين بر محاصرين باران تير بباريدند . از آتشهائى ، كه محصورين روشن كردند ، سپاهيان سنگيناسلحه كمانى « 1 » ، هشتاد نفر گركانى و ششصد نفر سپاهى سبكاسلحه دررسيدند و ، چون بيونانيها هم كمكى رسيد ، توانستند دويست نفر اسير كرده و چند رأس حشم برگرفته عقب بنشينند . كسى از يونانيها در اين جدال كشته نشد ، ولى نصف نفرات آنها زخمى گشت . پس از آن آسيدات تصوّر كرد ، كه ديگر خطرى نيست و از قصر خارج شده بدهات رفت و ، وقتى كه در يكى از دهات در همسايگى پارتهنيوم « 2 » بود ، كزنفون ناگهان بر او تاخته خود او را با اسبها و ثروتش درربود و خانوادهاش را اسير كرد . كزنفون اين قضيّه را چنان شرح داده ( فصل هشتم از كتاب هفتم عقبنشينى ) كه گوئى ، تصوّر كرده ، اين يكى از كارهاى نمايان او است ، و حال آنكه تفاوتى با راهزنى نداشته . بارى ، تيمبرون پس از ورود بآسياى صغير قوّهء كزنفون را بقواى خود ضميمه كرد و ، چنان كه بيايد ، درصدد جنگ با تيسافرن و فرناباذ برآمد .
كيفيّت نوشتههاى كزنفون
اين است مضامين نوشتههاى مورّخ مذكور ، كه ، چون اطّلاعاتى راجع ببعض ايالات غربى ايران هخامنشى و عادات و اخلاق اهالى آن ميدهد ، مشروحا ذكر شد . از مورّخين ديگر يونانى ديودور وقايع اين عقبنشينى را باختصار نوشته ( كتاب 14 ، بند 25 - 32 ) و در زمينهء روايت كزنفون است . امّا اينكه تمام اين نوشتهها را ميتوان موافق حقيقت دانست يا نه ، نميتوان چيزى گفت ، زيرا مدارك غيريونانى از براى ياغيگرى كوروش كوچك و جنگ كونّاكسا و وقايع عقبنشينى نيست ، تا بتوان از مقايسهء كتاب عقبنشينى با چنين اسناد و مداركى صحّت يا سقم نوشتههاى كزنفون را فهميد . بنابراين ناچار بايد همين نوشتهها را در نظر گرفته استنباطهائى كرد . آنچه از
هامش
( 1 ) -Comanie .( 2 ) -Parthenium .