فرناباذ ، براى اينكه از دخول يونانيها بايالت خود جلوگيرى بكند از آناكسىبوس « 1 » رئيس بحريّهء لاسدمون ، كه در بيزانس بود ، خواهش كرد يونانىها را از آسيا باروپا عبور دهد . رئيس بحريّه بيونانيها گفت ، كه اگر باروپا بگذرند ، جيره به آنها خواهد داد . يونانيها حاضر شدند ، كه بگذرند و به شهر بيزانس درآمده به خدمت سوتس « 2 » نامى ( امير تراكيّه ) اجير گشتند .
چنين است مضامين نوشتههاى كزنفون راجع بعقبنشينى يونانىها . در اينجا لازم است گفته شود ، كه قشون يونانى از زمانيكه خود را در مستعمرات يونانى يا در نزديكى يونان ديد ، سست گرديد ، توضيح آنكه آن روح اتّحاد ، كه بين صاحبمنصبان بود و آن اطاعت نظامى ، كه از سربازان نسبت برؤساء ديده ميشد ، متزلزل گرديد .
دو دفعه كزنفون را متّهم كردند و او تبرئه حاصل كرد ، خيرىسف را يك دفعه از فرماندهى خارج كردند و افراد قشون هم گاهى بقسمتهائى تقسيم شده رؤسائى براى خود برميگزيدند . جهت معلوم است ، زيرا از مخاطره جسته و بزندگانى عادى برگشته بودند . عدّهء يونانيها را زمانيكه آنها براى جنگ با كلخها حاضر ميشدند كزنفون چنان كه گذشت 9800 نفر نوشته ، ولى ديودور گويد ( كتاب 14 ، بند 31 ) ، كه از دههزار نفر يونانى فقط سههزار و هشتصد نفر به خريسوپوليس « 3 » واقع در كالسدون رسيد .
راجع به كزنفون و يونانىهائى ، كه به بيزانس رفته بودند ، بايد گفت ، كه پس از چندى تمبرون « 4 » سردار لاسدمونى رسولانى نزد يونانيها فرستاده آنها را بقشون خود براى جنگ با تيسافرن و فرناباذ دعوت كرد و ، چون شرائط او خوب بود ، يونانىها اين تكليف را قبول كرده و با كزنفون بكشتيها نشسته به شهر لامپساك « 5 » درآمدند و ، پس از عبور از ترووا « 6 » و كوه ايدا « 7 » بجلگهء تب ، كه در كيليكيّه واقع بود ، رسيدند و از آنجا به پرگام « 8 » واقع در ميسيّه « 9 » رفتند . در اينجا كزنفون شنيد ، كه يك نفر پارسى آسيدات « 10 » نام در جلگه مسكن دارد و ، اگر سيصد
هامش
( 1 ) -Anaxibus .( 2 ) -Seuthes .( 3 ) -Chrysopolis .( 4 ) -Thimbron .( 5 ) -Lampsaque .( 6 ) -Troie .( 7 ) -Ida .( 8 ) -Pergame .( 9 ) -Mysie .( 10 ) -Asidate .