تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1089

مساهمون:

ص١٠٨٩
در غياب او سربازان دو كشتى كوچك گرفته بغارت كردن اهالى غيريونانى سواحل و دزدى پرداختند . يك ماه گذشت و خيرىسف برنگشت . چون آذوقهء يونانيها داشت تمام ميشد ، قرار دادند ، كه از طرابوزن حركت كرده به سرازونت « 1 » بروند . اين شهر يونانى از مستعمرهء اهالى سىنوپ بود ( سرازونت را با كرسونت « 2 » كنونى تطبيق ميكنند و ، گويند درخت گيلاس را لوسيوس لوكولّوس « 3 » سردار رومى ، كه ذكرش در جاى خود بيايد ، از اينجا بايطاليا برد . و از اين جهت گيلاس را به زبان لاطين سرازوس يا سرازوم « 4 » ميناميدند . سريز « 5 » فرانسوى از اين لغت لاطين آمده . م . ) . مردم موزىنك « 6 » به دو فرقه تقسيم شده با هم در جنگ بودند . يونانىها با يكى از آنها متّحد گشتند و روز ديگر بزرگان موزىنك‌ها با سيصد قايق آمدند . هركدام از قايق‌ها فقط از يك تنهء درخت ساخته شده بود و در هر يك سه نفر نشسته بودند . يكى از آنها در قايق ماند و دو نفر ديگر به خشكى درآمدند . بعد اينها به دو دستهء صد نفرى تقسيم شده شروع به خواندن كردند و خواندن آنان مانند خواندن دستهء آوازخوانان است . دسته‌اى ميخواند و دستهء ديگر جواب ميدهد . موزىنك‌ها اين اسلحه را داشتند : سپرى ، كه از تركهء بيد بافته و از پوست گاو سفيد پوشيده بودند ، بدست راست زوبين‌هائى ، كه طول آن شش ذراع و يك سرش مدوّر و سر ديگرش نوك‌تيز بود و غيراز اين اسلحه تبرزينى از آهن . لباس اين مردم قباهاى كوتاهى است ، كه به زانو نميرسد و از پارچهء ضخيم بافته‌اند . خودى بر سر داشتند از چرم كه مانند خود مردم پافلاگونيّه بود . دو دستهء مذكور آوازخوانان از ميان صفوف يونانيها ، كه مسلّح ايستاده بودند ، گذشته به طرف يكى از قلاع دشمن رفتند و ، وقتى كه حركت ميكردند ، قدم‌هاى خود را موافق آهنگ آوازى ، كه ميخواندند ، برمىداشتند و مىگذاشتند . موزىنك‌ها مخاصم از قلعه بيرون آمده چند نفر از حمله‌كنندگان را كشتند و ، بعد سر آنها را بريده آوازخوانان و
هامش
( 1 ) -Cerasonte .( 2 ) -Keresunt .( 3 ) -Lucius Lucullus .( 4 ) -Cerasus ( Cerasum ) .( 5 ) -Cerise .( 6 ) -Mosynequs .