ميخواهند با ما جنگ كنند . ماكرونها جواب دادند ، از اينجهت ، كه شما وارد ولايت ما شدهايد . يونانيها گفتند ، ما با شاه جنگ ميكرديم و حالا مىخواهيم خودمان را به دريا رسانيده بوطنمان برگرديم . ماكرونها جواب دادند ، كه اگر گروى بدهيد از رفتن شما ممانعت نخواهيم كرد . طرفين به يكديگر گروى دادند و آن عبارت بود از يك نيزه يونانى و ماكرونى ، كه بين طرفين مبادله شد . پس از آن ماكرونها بيونانيها در انداختن درختان كمك كرده در مدّت سه روز به قدر مقدور آذوقه دادند و يونانيها را هدايت كرده بكوههاى كلخ « 1 » رسانيدند ( همانجا ، كتاب 4 ، فصل 8 ) . در اينجا كوهى بود بلند و صعب العبور و روى آن كلخها صف كشيده براى جنگ آماده بودند . در ابتداء يونانيها خواستند حمله كنند ، ولى سرداران ، چون موقع را خطرناك ديدند ، قرار دادند ، كه بدوا بشور بپردازند . كزنفون گفت ، ترتيب فالانژ براى اين جنگ مناسب نيست . بايد ستونهاى مستقيم تشكيل داده حمله كنيم . رأى او را سائرين پسنديده ستونهاى مذكور را تشكيل كردند و كزنفون به طرف راست و چپ دويده بسربازان گفت : اى سربازان ، بدانيد اشكالى را ، كه در پيش داريد ، يگانه اشكال است و پس از آن به جائى ، كه مقصد ما است ، خواهيم رسيد . بنابراين ، اگر توانستيم ، بايد دشمن را ، خام هم كه باشد ، بخوريم .
كزنفون عدّهء قشون يونانى را در اينجا چنين شرح ميدهد ( كتاب 4 ، فصل 8 ) :
« وقتى كه هركس بجاى خود ايستاد و ستونهاى مستقيم تشكيل يافت ، تقريبا هشتاد لخ سنگين اسلحه بشمار آمد و هركدام تقريبا مركب از يكصد نفر بود .
سپاهيان سبكاسلحه و تيراندازان را بسه قسمت تقسيم كردند . قسمت اوّل را بانتهاى جناح چپ ، ديگرى را به آخر جناح راست فرستادند و قسمت سوّم را بمركز گماشتند . هركدام از قسمتهاى مزبور تقريبا ششصد نفر داشت » بنابراين حساب عدّهء يونانىها تقريبا 9800 نفر بوده و نسبت بعدّهاى ، كه از آسياى صغير با كوروش حركت كردند ، سههزار و دويست نفر كاسته بود . از اين عدّه بعضى در نيمه راه از سپاه كوروش جدا شده رفته بودند ، برخى بشاه تسليم گشته و عدّهاى
هامش
( 1 ) -Colque .