شود ، كه كسانى از يونانيها با اقترا توليد دشمنى ميكنند ، مانند خائنان و دشمنان يونانىها مجازات شوند . كلآرخ از منن ظنين بود ، زيرا ميدانست ، كه او و آرىيه با تيسافرن مذاكره كردهاند ، او ميخواهد دستهاى بر ضدّ كلآرخ تشكيل كند و تمام قشون يونانى را به طرف خود كشيده دوست تيسافرن گردد .
كلآرخ نيز ميخواست قشون را به طرف خود جلب كرده اشخاصى را ، كه مخلّ او بودند ، از ميان بردارد . بعض سپاهيان يونانى عقيده داشتند ، كه تمام سركردگان و صاحبمنصبان را نبايد نزد تيسافرن برد و بايد از او برحذر بود ، ولى كلآرخ بقدرى ابرام و اصرار كرد ، تا بالاخره قرار شد ، كه پنج سركرده و بيست صاحبمنصب با خود ببرد . دويست نفر سپاهى هم ، به اين عنوان كه ميخواهند آذوقه بخرند ، با اينها رفتند . وقتى كه يونانيها بدرب منزل تيسافرن رسيدند ، پنج نفر سركرده را ، كه عبارت بودند از پروكسن بهاسى ، منن تسّالى ، آژياس آركادى ، كلآرخ لاسدمونى و سقراط آخائى « 1 » بدرون منزل خواندند و صاحبمنصبان دم درماندند .
چند لحظه بعد بعلامتى ، كه معهود بود ، سركردگان را توقيف كردند و آنهائى را ، كه دم در مانده بودند ، سر بريدند . بعد سوارهنظام ايران در جلگه تاخته ، هر يونانى آزاد يا برده را كه يافت ، كشت . يونانيهائى كه در اردو بودند ، اين حركت سوارها را از دور مشاهده كرده تعجّب كردند ، كه چه حادثهاى روى داده . در اينحال نىكارك « 2 » آركادى ، كه شكمش را دريده بودند و رودههاى خود را بدست گرفته فرار كرده بود ، با اينحال خود را باردو رسانيده قضيّه را بيان كرد و يونانيها فورا اسلحه برداشتند ، زيرا با كمال وحشت منتظر بودند ، كه ايرانيها بر آنها حمله كنند .
بعد طولى نكشيد ، كه آرىيه ، ارتهباذ و ميتريدات ( مهرداد ) با برادر تيسافرن و سيصد نفر سوار جوشندار باردوى يونانىها نزديك شده يك سركرده و يك صاحبمنصب يونانى را طلبيدند ، تا به آنها حكم شاه را ابلاغ كنند . يونانيها دو نفر فرستادند و كزنفون آتنى از عقب آنها رفت ، تا از احوال پروكسن اطلاعى يابد .
هامش
( 1 ) -Proxene de Beotie , Menon de Thessalie , Agias d'Arcadie , Socrate d'Achaie .( 2 ) -Nicarque .