تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1050

مساهمون:

ص١٠٥٠
كه بواسطهء نيكىهاى تو نجات يافته‌ايم و حق‌ّشناسى در ازاى آن وظيفهء ما است . وقتى ، كه من تمام اين مطالب را در نظر ميگيرم ، بقدرى از عدم اطمينان تو در حيرت مىافتم ، كه حاضرم با كمال مسرّت بدانم ، چه كسى است آن كسى ، كه چنين ماهرانه حرف مىزند و تو را از ما ظنين مىكند » . تيسافرن جواب داد : « من بسيار مشعوفم از اينكه از زبان تو اين سخنان بامغز را ميشنوم . با اين عقايد ، اگر تو ميخواستى بر ضدّ من نقشه‌اى بكشى ، ميگفتم ، تو همان‌قدر دشمن منافع خود هستى ، كه دشمن منى . تو نيز سخنان مرا گوش كن ، تا كاملا مطمئن شوى ، كه اگر اقدامى بر ضدّ شاه يا من بكنى ، ببدترين كارى اقدام كرده‌اى . اگر ما ميخواستيم شما را هلاك كنيم ، تصوّر ميكنى ، كه ما به قدر كفايت سواره‌نظام ، پياده‌نظام و اسلحه نداشتيم ، تا اين كار را بىاندك خطرى انجام دهيم ، يا جائى ، كه براى اين كار مساعد باشد ، در اختيار ما نبود ؟ آيا چنين است ؟ اين جلگه‌هاى پهناور ، كه متّحدين مايند و شما با كمال صعوبت جلگه‌اى را طىّ ميكنيد ، اين كوهها ، كه در مقابل شما بلند شده و شما مجبوريد از آنها بگذريد - آيا در اقتدار ما نبود ، كه اين صفحات و اين كوهها را اشغال و راه عبور شما را سدّ كنيم . امّا اين رودها ، آيا نمىبينيد ، كه در ميان آنها رودهائى هست ، كه براى ما مانند اسلحه‌خانه است و هرچه بخواهيم ، براى جنگ با هر سپاه ، ميتوانيم از آن بيرون كشيم و نيز رودهائى هست ، كه ، اگر ما شما را از آن عبور نميداديم ، شما نميتوانستيد بهيچوجه از آن‌ها بگذريد . تصوّر كنيم ، كه در به كار بردن تمام اين وسائل ما مغلوب ميشديم . آيا آتش قوىتر از ثمرات زمين نيست ؟ آيا ما نميتوانستيم ، اين ثمرات را آتش زده شما را دوچار چنان گرسنگى كنيم ، كه رشادت شما در مقابل آن بكلّى ناتوان باشد ؟ با اين همه وسائل ، كه براى جنگ داريم و خطرى از آن براى ما متصوّر نيست ، چگونه مىشود ، وسيله‌اى انتخاب كنيم ، كه در پيش‌گاه خدايان بىدينى و كفر و در انظار مردم بىشرفى است . چنين وسيله وسيلهء اشخاص مستأصل و كسانى است ، كه راهى ندارند و احتياج آنها را در فشار ميگذارد ، يا كار اشخاصى فاسد ، كه ميخواهند از نقض قسم در پيشگاه خدايان يا از سوءنيّت خود نسبت به مردم
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1050 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )