تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١
استفاده كنند . نه ، هيچ‌گاه ما به اين درجه بىعقل و ديوانه نخواهيم بود . باوجود اينكه ما ميتوانستيم شما را معدود كنيم ، چرا نكرده‌ايم ؟ بدان ، جهت نجات شما اين است ، كه من ميخواهم ارادت خود را به يونانىها نشان دهم ، زيرا ، اگر كوروش هنگام صعود بممالك عليا ، به اين قشون خارجه از آن جهت اطمينان داشت ، كه جيرهء آنها را ميرسانيد ، من ميخواهم ، وقتى كه از اين ممالك پائين مىآيم ، همين سپاه را بوسيلهء خوبىهائى ، كه نسبت به آن مىكنم ، تكيه‌گاه خود قرار دهم . امّا راجع بمزايائى ، كه شما ميتوانيد براى من داشته باشيد ، تو از بعض مزايا سخن راندى ، ولى بزرگترين مزيّت آن است ، كه من ميدانم : فقط شاه ميتواند تيار راست بر سر نهد ، ولى ممكن است ، كه با بودن شما در اين‌جا يك كس ديگر هم بتواند در قلبش تيار راست بر سر گذارد . ( موافق نوشته‌هاى مورّخين يونانى فقط شاه ميتوانست كلاه راست بر سر گذارد . بنابراين ، اگر گفتهء كزنفون صحيح باشد ، تيسافرن ميخواهد بگويد ، كه با تقويت يونانىها او ميتواند فكر سلطنت را در مغز خود بپرورد ) . كل‌آرخ از اين عبارت تيسافرن تصوّر كرد ، كه راست ميگويد و گفت ، باوجود بودن چنين جهاتى براى دوستى بين ما ، آيا اشخاصى ، كه با تهمت و افتراء ميخواهند اين دوستى را مبدّل بدشمنى كنند ، لايق بدترين عقوبتى نيستند ؟ تيسافرن جواب داد ، اگر شما با سرداران و صاحبمنصبان بخواهيد ، روز روشن نزد من آئيد ، من بشما ميگويم ، كىها به من اطلاع ميدهند ، كه تو كنگاشى بر ضدّ من و قشونم ترتيب ميدهى . كل‌آرخ گفت ، من تمام آنها را نزد تو ميآورم و من هم به تو خواهم گفت ، از چه كسانى چيزهائى راجع به تو ميدانم . پس از اين صحبت ، تيسافرن نسبت به كل‌آرخ بسيار محبّت نمود و او را دعوت كرد ، كه براى شام بماند ( عقب‌نشينى ، كتاب 2 ، فصل 5 ) .

كشته شدن صاحبمنصبان يونانى

بقول كزنفون ( عقب‌نشينى ، كتاب 2 ، فصل 5 ) روز بعد ، كه كل‌آرخ باردوى خود برگشت ، يقين كرده بود ، كه تيسافرن نيّات بد نسبت به يونانيها ندارد و مذاكرات او را به اطلاع يونانيها رسانيده گفت ، لازم است رؤساء نزد تيسافرن بروند و اگر محقّق
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1051 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )