تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1055

مساهمون:

ص١٠٥٥

تمجيد كزنفون از كل‌آرخ

كزنفون كل‌آرخ را بسيار ستوده و بدين عقيده است ، كه او واقعا سرباز بود ، جنگ را دوست ميداشت و هرچه مىيافت ، به مصرف جنگ ميرسانيد . در جدال‌ها بىپروا بود ، ولى با اين‌حال در مواقع خطر احتياط را از دست نميداد . او ميگفت ، قشونى كه اطاعت نظامى ندارد ، به هيچ درد نميخورد و بايد سرباز از فرمانده خود بيشتر بترسد ، تا از دشمن . او سخت و سبع بود و در موقع جنگ يا مخاطره همه با ميل سخنان او را ميشنيدند ، ولى ، همين كه خطر ميگذشت ، همه از او فرار ميكردند ، زيرا روى ملاطفت و عنايت نداشت . زيردستان او نسبت بوى همان حسّيّات را ميپروردند ، كه يك شاگرد مكتب نسبت بمعلّم دارد . بنابراين او هيچگاه كسى را نداشت ، كه بواسطهء دوستى يا وفا او را پيروى كند ، ولى اشخاصى را ، كه وطن يا احتياج و يا ضرورت ديگر در تحت فرمان او قرار ميداد ، خوب ميتوانست مطيع كند . از زمانى ، كه بهره‌مندىهاى او شروع شد ، دو وسيلهء بزرگ او را سرباز عالى كرد : اولا دلاورى و شجاعت او ، كه از تمام محك‌هاى امتحان گذشت . ثانيا ترس مجازات ، كه سربازها را باطاعت نظامى درآورد . چنين بود كل‌آرخ ، وقتى كه فرماندهى داشت . او هيچگاه ، چنان كه گويند ، زير فرمان كسى نرفت و تقريبا در سنّ پنجاه سالگى درگذشت . اين است عقيدهء كزنفون ( عقب‌نشينى ده‌هزار نفر ، كتاب 2 ، فصل 6 ) ولى پلوتارك شكست كوروش را به او منتسب داشته گويد ، كه كل‌آرخ سردار خوبى نبود و ، اگر بجاى اينكه در لب فرات بماند ، در قلب قشون كوروش جا ميگرفت ، جنگ را يقينا مىبرد .

تكذيب كزنفون از م‌نن

مورّخ مذكور گويد : م‌نن تساليانى حرص خود را نسبت بجمع كردن مال پنهان نميكرد فرماندهى را براى گرد آوردن مال و شرف را براى استفاده ميخواست . هميشه درصدد بود ، كه دوست اشخاص مقتدر باشد ، تا تعديّات او بىمجازات بماند . براى رسيدن بمقاصدى كه داشت ، كوتاه‌ترين راه را در شكستن قسم ، دروغ‌گوئى و تقلّب ميدانست .