تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1918

مساهمون:

ص١٩١٨
گذشت ، كه بوميها اين رود را اركسانت ميناميدند . م . ) . آراكس « 1 » ، كه ارمنستان را مشروب ميدارد ( ارس ) . به اين رودها عدّه زيادى رودهاى ديگر ميريزد ، كه بعضى را اسكندر كشف كرد و برخى در آن‌طرف سكاهاى بدوى جريان دارد و مجهول است ( همانجا ، بند 2 ) .

رفتن اسكندر به بابل

آريّان نوشته ، كه كلدانيها به او گفتند : كاهن معبد بلوس ورود شما را به بابل شوم ميداند و اسكندر با اين شعر اورىپيد « 2 » جواب داد : « بهترين فال اين است ، كه شخص بهر چيز اميدوار باشد » . بعد كاهنان گفتند « پس به طرف مغرب نرويد ، دورى زده راه مشرق پيش گيريد » ولى بدى راهها از اجراى اين نقشه مانع شد . مقدّرات ، اسكندر را براهى كه شوم بود ، انداخت و شايد از خوشبختى اسكندر بود ، كه پيش از آنكه يك بدبختى كه با طالع انسان هم‌عنان است ، روى دهد ، در ميان عظمت و تأسفات عمومى درگذشت . در اينجا آريّان حرفى را ، كه سولون « 3 » حكيم يونانى به كرزوس گفته بود ، تذكر ميدهد ( در جاى خود گفته شد ، كه اصلا سولون كرزوس را نديده بود و اين گفته هرودوت عارى از صحّت است ، بصفحه 280 رجوع شود ) . اسكندر پنداشت ، كه مقصود كاهنان بابلى از اين پيشگوئى نفع خودشان است ، زيرا معبد بلوس را كه خشيارشاى خشمناك پس از مراجعت از يونان خراب كرده بود ، او ميخواست از نو بسازد ، ولى بواسطه غيبتش اين كار بتأخير افتاد و حالا اسكندر درصدد بود ، كه از قشون خود استفاده كرده آن را زود بنا كند . اين كار بنفع كاهنان تمام نميشد ، زيرا پادشاهان آسور ( يعنى بابل ) محل‌ّهائى بمخارج و داير نگاهداشتن معبد تخصيص داده بودند ، كه بعدها عايدات آن بجيب كاهنان ميرفت و ، اگر معبد مزبور تعمير ميشد ، قسمت بزرگى از اين فوايد از آنها سلب ميگشت . موافق گفته آريستوبول بالاخره اسكندر بنا به پيش‌گوئى كاهنان خواست شهر بابل را دور زده بمشرق برود ، ولى بباتلاقهائى عميق برخورده خواهىنخواهى موافق رضاى خدايان رفتار نكرد ( همانجا ، بند 3 ) .
هامش
( 1 ) -Araxe .( 2 ) -Euripide .( 3 ) -Solon .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1918 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )