غذاى شما غذاى من است ، من هم مانند شما زير چادر ميخوابم ، حتّى سفره بعض صاحبمنصبان از سفره پادشاهشان رنگينتر است . وقتى كه شما در بستر راحت غنودهايد ، ميدانيد ، كه من نگهبان شمايم . آيا تمامى اين چيزها ثمرات و نتايج زحمات و مخاطرات شما است ؟ كى ميتواند در اينجا بر خود ببالد ، كه بيش از من با مخاطرات مواجه شده ؟ اگر شما براى من خودتان را بخطر انداختهايد ، من هم براى شما همانكار كردهام . شما زخمهاى خودتان را نشان دهيد ، من هم زخمهاى خود را مينمايم . تن من از زخمهاى التيام يافته پوشيده ، از زخمهاى شمشير ، ميخ چوبى ، تير ، سنگ ، زوبين و آلات محاصره ، خلاصه آنكه اسلحهاى نيست ، كه زخمى از آن برنداشته باشم . آيا براى چه با اين مخاطرات روبرو شدم ، مگر نه براى اينكه شما را نامى و ثروتمند كنم . آيا شما را فاتحانه از دشتها ، كوهها ، رودها و برّوبحر عبور ندادهام . عروسى غالب اشخاص از شما با من در يك زمان وقوع يافت . كودكان اين اشخاص خويشان كودكان من خواهند بود . باوجود اينكه حقوق و غنائم زياد نصيب شما شد ، قروض شما را پرداختم ، بىاينكه تحقيقاتى راجع به آن كرده باشم . از شما بعض كسان داراى تاجى از زر شدند و اين نتيجه رشادت شما و جوانمردى كسى بود ، كه اين رشادت را قدر دانست . كسى از شما در حين فرار كشته نشد ، ولى اشخاصى هم ، كه در جدالى معدوم گشتند ، من براى آنها در محلّ مقابر نمايان و در وطنشان مجسّمهها ساختم . من امتيازاتى بخانوادههاى آنها دادم و آنها را از تأديه ماليات معاف داشتم . ميخواستم كسانى را ، كه به كار جنگ نمىآيند ، با افتخارات زياد و ثروت بخانههايشان برگردانم و چنان كنم ، كه محسود هموطنانشان باشند . چون شما ميخواهيد همگى برويد ، برويد و اعلام كنيد ، كه اسكندر پادشاه شما ، پس از اينكه پارسيها ، ماديها ، باختريها ، سكاها ، خوزيان ، رخّجىها و سيستانيها را باطاعت درآورد ، پارتيها ، خوارزميها ، گرگانيها را تا دريا بانقياد داشت ، از قفقاز و دروازه كسپين و آمويه و تاناايس ( سيحون ) و رود سند ، كه فقط باكوس از آن گذشته بود ، عبور كرد ، از هيداسپ و آلسهزين و هيدرااتس بآنطرف راند و ، اگر شما امتناع نكرده بوديد ،
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 1889
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص١٨٨٩