قسمت دوازدهم نوشتههاى ژوستن راجع به اين جنگها
مضامين نوشتههاى ژوستن بطور اجمال همان است ، كه از قول هرودوت ذكر شد ، ولى نويسندهء مذكور در تمجيد يونانىها و تكذيب ايرانيها چيزهائى گفته ، كه در نوشتههاى هرودوت و ديودور ديده نمىشود . تفاوتها اين است ( كتاب 2 ، بند 10 - 14 ) :
1 - لئونيداس ، چون ديد ، كه به زودى محاصره خواهد شد ، شبانه باردوى خشيارشا حمله برد ، با اين قصد كه يونانيها خودشان را بخيمهء شاه رسانيده او را بكشند . جنگ شبانه درگرفت و تا قسمتى از روز ديگر امتداد يافت . يونانىها كشتند و كشته شدند ، ولى بخيمهء شاه نرسيدند باوجوداين ژوستن ميگويد ، كه ، چون خشيارشا دو دفعه در خشگى شكست خورد ، بفكر جنگ دريائى افتاد و معلوم نيست ، كه اين شكستها در كجا روى داده ، زيرا خود ژوستن در اين باب چيزى نگفته و از روايات هرودوت هم معلوم است ، كه ايرانيها تا جنگ سالامين همهجا بهرهمند بودند .
2 - جنگ سالامين بفتح قطعى منتهى نشده بود كه كشتيهاى ينيان ( يونانيهاى تبعهء ايران ) بنابر نوشتههاى تميستوكل از ميدان جنگ يكبيك خارج شدند و كشتيهاى ديگر هم به آنها تاسّى كرده راه فرار پيش گرفتند .
3 - مردونيوس بقول ژوستن در پلاته كشته نشد ، او پس از زد و خورد فرار كرد .
4 - خبر شكست پارسيها در پلاته در همان روز از يونان به آسيا رسيد و جنگ پلاته و جدال ميكال در يك روز واقع شد .
5 - ژوستن عدّهء سپاهيان خشيارشا را در موقع قشونكشى بيونان يك ميليون قلمداد كرده و خشيارشا را بدتر از هرودوت توصيف كرده .
چيزى كه مخصوصا جالبنظر مىباشد ، اين است : اغراقگوئى هرودوت در باب عدّهء نفرات لشكر خشيارشا در قرون بعد جلب توجه كرده و از ارقام مورّخ