هزار نفر پياده و بيش از پنجهزار سوار به يارى شهر مزبور شتافت و در موقع مناسبى اردو زده استحكاماتى از چوب بساخت . بعد سواره نظام خود را مأمور كرد بسپاهيان قرطاجنه ، كه در حول و حوش براى تحصيل آذوقه متفرّق بودند ، حمله كند و آنها ده هزار نفر اسير گرفته به هىمر آوردند . بر اثر اين اقدام اهالى شهر جرئت يافتند و بامر گلن دروازههاى شهر را ، كه سابقا با ديوارى مسدود كرده بودند ، گشودند . بعد او خواست ، كه بىجنگ بر دشمن غلبه كند و نقشهء سوزانيدن كشتيهاى قرطاجنه را ريخت . توضيح آنكه آميلكار سردار قرطاجنه كمكى از قوم سهلىنونتن « 1 » خواسته بود و آنها جواب داده بودند ، كه در فلان روز خواهند آمد . بنابراين گلن ، كه از اين جواب مسبوق بود ، قسمتى از سواره نظام خود را مأمور كرد در طليعهء صبح روز معهود باردوى بحرى آميلكار نزديك شده بگويند ، اينك ما بكمك آمدهايم و بعد ، كه داخل اردوگاه شدند ، آميلكار را بكشند و كشتىها را آتش زنند . آنها چنين كردند و ، در موقعى كه آميلكار مشغول مراسم قربانى بود ، او را كشتند و با علامتى ، كه معهود بود ، گلن را از واقعه آگاه كردند . او با قشون خود باردوگاه شتافت و جنگى سخت درگرفت .
در ابتداء سپاه قرطاجنه پافشرد ، ولى بعد ، كه آتش گرفتن كشتيها را ديد ، متوحش شده فرار كرد و ، چون گلن امر كرده بود ، فرارىها را هم بكشند و به كسى امان ندهند ، بقول ديودور ، 150 هزار نفر از سپاه قرطاجنه كشته شدند و بقيه پناه به جائى بردند ، كه آب نداشت و بعد مجبور گشتند تسليم شوند . ديودور و مورّخين زيادى اين جنگ را با جنگ پلاته مقايسه كردهاند و گويند ، حيلهاى كه گلن به كار برد و دشمن قوى خود را در يك روز نابود كرد ، مساوى است با حيلهاى ، كه تميستوكل در جنگ سالامين كرد و قواى پارسى را در بوغاز تنگ سالامين بجنگ كشانيد . تفاوت در اين است ، كه خشيارشا با چندين هزار نفر از يونان رفت ، ولى يكنفر قرطاجنهاى نتوانست فرار كند ، تا خبر اين سانحه را بقرطاجنه ببرد تفاوت
هامش
( 1 ) -Selinontins .