تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
( 42 ) - شوش ، قطعه‌اى از زينت پلّه‌كان ( لوور ، نقّاشى سن‌الم‌گوتيه ) ديگر بين پوزانياس و تميستوكل از يكطرف و گلن از طرف ديگر است . از دو نفر اوّلى پوزانياس مورد سوءظن واقع شده بدست هموطنانش كشته شد ( شرح قضيّهء او پائين‌تر بيايد ) ، دوّمى را از تمام يونان راندند و او پناه ببدترين دشمن خود ، يعنى خشيارشا برد . ( پلوتارك گويد ، كه بدربار اردشير دراز دست رفت ، چنان‌كه بيايد . م . ) ، ولى گلن در سرير سلطنت ماند ، تا در سنّ پيرى درگذشت و بيادگار خدمتى ، كه به سىسيل كرده بود ، اقرباى او سه پشت بعد از او در اين‌جا سلطنت كردند . پس از شكست مزبور چند كشتى ، كه آميلكار بمأموريت فرستاده بود ، فرار كرده راه قرطاجنه را پيش گرفتند ، ولى در دريا دوچار طوفان شديد شدند و سپاهيان باستثناى چند نفر هلاك گشتند . اين چند نفر خود را بقرطاجنه رسانيده خبر اضمحلال تمام قشون را دادند و تمام اهالى غرق ماتم شدند . بعد دولت قرطاجنه ، براى جلوگيرى از حملهء گلن به افريقا ، داخل مذاكره شد و قرارداد