تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧

مراجعت خشيارشا به آسيا

هرودوت گويد ( كتاب هشتم ، بند 97 - 122 ) : پس از عدم بهره‌مندى در جدال سالامين خشيارشا نگران شد ، كه مبادا يونانيها بصرافت طبع يا براه‌نمائى بعض ينيانها به طرف هلّس‌پونت رفته پل آن را خراب كنند و روابط او با آسيا قطع گرديده در اروپا مضمحل شود . بنابراين افكارش مشوّش گرديد . بعد ، براى اينكه خيال خود را از يونانيها و سپاهيان خود پنهان بدارد ، چنين وانمود ، كه ميخواهد سالامين را با قاره اتصال دهد و امر كرد كشتيهاى بارى فينيقى را بهم ببندند ، تا بدين ترتيب پل و هم ديوارى ايجاد شود و نيز در تدارك جدالى ديگر شد ، تا همه تصوّر كنند ، كه ميخواهد باز جنگ كند . از رفتار خشيارشا همه يقين حاصل كردند ، كه خشيارشا تصميم كرده بماند و جنگ كند . فقط مردونيه ، كه از همه بهتر باحوال شاه آشنا بود ، از ظواهر امر باشتباه نيفتاد . در اين احوال خشيارشا چاپارى بايران فرستاد ، تا خبر شكست او را برساند . در ميان موجودات فانى موجودى نيست ، كه زودتر از چاپار پارسى به مقصد برسد ، زيرا پارسيها ترتيب اين كار را بسيار ماهرانه داده‌اند . گويند ، راه هرقدر طويل باشد ، در آن آنقدر آدمى و اسب نگاه ميدارند ، كه هريك روز راه يك چاپار و يك اسب داشته باشد « 1 » . نه برف و باران ممكن است مانع از حركت سريع چاپار گردد و نه شب و گرما . چاپار اوّلى موضوع مأموريت خود را بدوّمى ميدهد و دوّمى به سوّمى و قس عليهذا ، چنان‌كه يونانيها در عيد وولكان « 2 » مشعل‌ها را دست بدست ميدهند . چنين چاپار را ، كه با اسب به مقصد ميرسد ، پارسيها آنگارين « 3 » مينامند . وقتى كه در شوش آگاه شدند ، كه خشيارشا آتن را تسخير كرد ، شعف مردم بحدّى بود ، كه تمام كوچه‌ها را با مورت « 4 » فرش كردند ، عطريات زياد بسوختند و كارها را تعطيل كرده بسور و ضيافت و عشرت پرداختند . خبر ثانوى مردم را
هامش
( 1 ) - يك روز راه تقريبا بين چهار و پنج فرسخ بود . ( 2 ) -Wulcainبعقيدهء يونانيها و روميهاى قديم پسر خداى بزرگ و ربّ النّوع آتش و فلزّات بود . ( 3 ) -Angareion .( 4 ) -Myrthe .