ميكنند » و حكم كرد ، سر آنها را از تن جدا كنند . خشيارشا در دامنهء كوهى ، كه موسوم به اگال « 1 » و محاذى سالامين است ، نشسته جنگ دريائى را تماشا ميكرد و ، هر زمان رشادتى از يكى از سپاهيان خود ميديد ، اسم او را ميپرسيد و دبيران اسم رئيس كشتى و اسم پدر و موطن او را مينوشتند . در عدم بهرهمندى فينيقيها آريارمن پارسى هم دخيل بود ، چه او با ينيان دوستى داشت . خلاصه آنكه جلادها به فينيقىها پرداختند . كشتيهاى ايرانى ، كه فرار ميكردند ، به فالرون پناه بردند ، تا در تحت حمايت قشون برّى باشند . در اين جنگ دريائى از طرف يونانيها بيش از همه اهالى اژين رشادت كردند و بعد از آنها آتنىها . از اژينىها پولىكريت « 2 » معروف شد و از آتنىها امنآناژىرونت « 3 » و آمىنياسپالنّى « 4 » . او در جستجوى آرتميز بود ، و اگر ميدانست ، ملكه در آن كشتى است ، كه مورد تعقيب او واقع شده ، آنقدر پا مىفشرد ، تا او را اسير كند يا خودش اسير شود ، زيرا رئيس بحريهء آتنى چنين حكم كرده بود و علاوه بر آن ده هزار درخم جايزه معين شده بود براى كسى ، كه آرتميز را زنده بدست آرد ، زيرا آتنىها فوقالعاده خشمگين بودند از اينكه زنى بر ضدّ آنها قيام كرده و جنگ مىكند ، ولى يونانيها بگرفتن او موفق نشدند ، چه او فرار كرده به فالرون رفت . گويند ، كه آدىمانت در ابتداء جنگ فرار كرد و كرنتىها ، چون ديدند كشتى آميرال فرار مىكند ، آنها هم فرار كردند ، ولى بعد در نزديكى معبد مىنروسيراس « 5 » ( ربةالنوع عقل و حكمت ) بقايق كوچكى برخوردند ، كه بانها نزديك شد و اشخاصى ، كه در قايق بودند ، فرياد كردند « اىآدىمانت ، اى خائن يونان ، فرار ميكنى ، و حال آنكه آنها فاتحاند و به آنچه ميخواستند رسيدهاند » .
آدىمانت باور نكرد و آنهائى ، كه چنين ميگفتند ، حاضر شدند در نزد كرنتىها گروى باشند ، تا در صورتى كه فتح آتنىها صحيح نباشد ، كشته شوند . پس از آن آدىمانت برگشت و وقتى رسيد ، كه جنگ خاتمه يافته بود . آتنيها چنين گويند ، ولى كرنتيها اين روايت را تكذيب ميكنند . آريستيد هم در اين روز رشادتها بروز داد
هامش
( 1 ) -Aegalee .( 2 ) -Polycrite .( 3 ) -Eumene Anagyronte .( 4 ) -Aminias de Pallene .( 5 ) -Sciras .