تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
گوش كن . اگر نميخواهى در اين‌جا بمانى ، با قسمت بيشتر سپاهت برگرد و من تعهد ميكنم ، كه با 300 هزار نفر سپاهى ورزيده يونان را مطيع كنم » . خشيارشا با مسرت سخنان مردونيه را شنيد و گفت اين پيشنهاد را سنجيده بعد ميگويم ، چه بايد كرد . بعد او مجلس مشورتى از پارسىها ترتيب داد و پس از آن خواست عقيدهء آرت‌ميز را بداند ، زيرا فهميد كه او يگانه كسى ، بود ، كه به خشيارشا نصيحت خوبى داد . وقتى كه آرت‌ميز حاضر شد ، شاه تمام پارسىها و نيزه‌دارها را مرخص كرده به اين زن چنين گفت : « مردونيه پيش‌نهاد مىكند ، كه من در اينجا مانده به پلوپونس حمله برم . او عقيده دارد ، كه پارسىها و سپاهيان برّى تقصير ندارند و بىتقصيرى خودشان را با طيب خاطر ثابت خواهند كرد و نيز پيشنهاد مىكند ، كه من مطيع كردن يونان را با سيصد هزار سپاهى ورزيده به او وا گذارم و خودم بايران برگردم . چون تو در باب جدال دريائى به من پيشنهاد خوبى كردى و عقيده داشتى ، كه اين جنگ نشود ، حالا هم ميخواهم بدانم ، كه بهترين تصميم به نظر تو چيست ؟ » . آرت‌ميز در جواب گفت : « شاها ، در اين موقع خيلى مشكل است دانست ، كه بهترين تصميم چيست ، ولى چنين تصور ميكنم ، كه بهتر است تو به خانه مراجعت كنى و مردونيه را در اين‌جا بگذارى . اگر او موفق شد ، كار تو پيشرفت يافته ، چه او يكى از بندگان تو است و ، اگر بهره‌مندى نيافت ، بدبختى بزرگى دامن‌گير تو نخواهد شد ، چه تو و شوكت خانواده‌ات محفوظ خواهد ماند . در اين صورت يونانيهاى فاتح يكى از بندگان تو را شكست داده‌اند و براى حفظ هستى خودشان مجبور خواهند شد جنگهاى زياد با تو كنند . تو ميخواستى آتنىها را تنبيه كنى ، آتن را گرفته آتش زدى و حالا بخانهء خود برميگردى » . سخنان آرت‌ميز خشيارشا را خوش آمد . هرودوت گويد ، آرت‌ميز در اين اظهار عقيده ، متابعت ميل شاه را كرد ، چه اگر تمام مردان و زنان به او پيش‌نهاد ميكردند ، كه بماند ، نمىماند ، زيرا بسيار ترسيده بود . خشيارشا پسران خود را به اين زن سپرد ، تا آنها را به سارد ببرد ، زيرا چند تن از پسرانش ، كه مادرانشان غير عقدى