تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
جنگ ) دريا را خونين كند . در اين وقت پسر ساتورن « 1 » و فتح همايون ، فرّخ روز آزادى را براى يونانيها بياورند » . در اين احوال يونانيها در منازعه بودند و نميدانستند ، كه سفاين پارسى آنها را محاصره كرده و فقط وقتى كه صبح شد ، اين نكته را درنيافتند . بعد از طليعهء صبح ، آريستيد « 2 » كه ، آتنىها او را از شهر خود نفى كرده بودند ، بمجلس مشورت روانه شد و تميستوكل را بخواند . اين شخص دشمن خونى تميستوكل بود ، ولى در اين احوال دشمنى خود را فراموش كرده خواست با او مذاكره كند و چنين گفت : « خصومت خودمان را بوقتى ديگر بگذاريم . در هر موقع و بخصوص در اين وقت ما بايد براى خدمت به وطن مسابقه كنيم . بنابراين به تو ميگويم ، كه منازعهء يونانيها براى رفتن از اينجا بيهوده است . نه اورىبياد ميتواند از اينجا برود و نه كسى از كرنتىها ، زيرا ما از هر طرف محاصره شده‌ايم . برو مجلس را از قضيه آگاه كن . تميستوكل در جواب گفت : « اين مژده‌اى است ، كه تو ميدهى . آنچه را ، كه من ميخواستم شده و بدان ، كه پارسيها بر اثر پيغام من چنين كرده‌اند . حالا كه چنين خبر خوشى آورده‌اى ، بهتر است ، كه خودت بمجلس رفته مطلب را بيان كنى ، زيرا ، اگر من بگويم ، چنان پندارند ، كه من اين خبر را ساخته‌ام و باور نخواهند كرد ، ولى اگر تو بگوئى شايد باور كنند . اگر هم باور نكردند ، تفاوتى ، بين اينكه من گفته‌ام يا تو ، نخواهد بود » . آريستيد بمجلس درآمده مطلب را گفت و رفت . بعد باز منازعه بين يونانيها درگرفت ، چه حرف او را باور نميكردند . در اين حيص و بيص يك كشتى ترىرم وارد شد و فراريهاى تنيانى « 3 » خبر آوردند ، كه سالامين محاصره شده ( اسم اين اشخاص را بعدها در جزو فاتحين ثبت كردند . م . ) پس از آن يونانيها تصميم بر جنگ كرده رؤساء كشتيها را در يك‌جا گردآوردند و تميستوكل خطاب بانها كرده گفت ، كه انسان برحسب طبيعت و موقعى ، كه دارد ، ميتواند فاعل كارهاى
هامش
( 1 ) -Saturneپدر ( زوس ) خداى بزرگ يونانى بود ، ساتورن بچه‌هاى خود را مىبلعيد ، ولي زوس نجات يافت و پدرش را از آسمان راند ( افسانه‌هاى يونانى ) . ( 2 ) -Aristide .( 3 ) -Teniens .