تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
خود آگاه سازد ، چه بوده ؟ اگر مقصود خشيارشا را از اين قشون‌كشى درنظر آريم ، جهت معلوم است . مقصود او ، چنان كه او مكرّر ميگفته ، تنبيه آتنيها بود ، از جهت آتشى ، كه به سارد ، معبد و جنگل مقدس آن زده بودند و با تسخير آتن و كارهائى ، كه قشون ايران بقول هرودوت در اين‌جا كرد ، اين مقصود حاصل شد . روز ديگر خشيارشا آتنيهاى فرارى را ، كه از عقب قشون او ميآمدند ، احضار كرده گفت ، برويد بارگ و موافق آداب مذهبى خودتان در آنجا قربانى كنيد . هرودوت گويد معلوم نيست ، كه خشيارشا چرا چنين امر كرد ؟ آيا روحى را در خواب ديده بود ؟ يا سوزانيدن معبد وجدان او را عذاب ميكرد . بهرحال فراريهاى آتن حكم او را مجرى داشتند . بعد مورّخ مزبور گويد ، كه در معبد ارگ درخت زيتون مقدسى بود و اين درخت در موقع حريق بسوخت ، ولى وقتى كه آتنىها به حكم شاه براى قربان كردن داخل معبد شدند ، ديدند كه از تنهء درخت شاخه‌اى ببلندى يك ذراع روئيده و اين واقعهء فوق‌العاده را براى ديگران نقل كردند ( اين گفتهءهاى هرودوت صريحا مىرساند ، كه غارت كردن معبد و آتش زدن ارگ مبنى بر تعصب مذهبى نبوده . خشيارشا از حسّ انتقام بچنين عملى مبادرت كرده . م . ) .

وقايع بعد تا جدال سالامين

وقتى كه خبر تسخير ارگ به يونانيهائى ، كه در سالامين بودند ، رسيد ، بسيار متوحش شدند و اضطراب آنها بقدرى بود ، كه بعض رؤساء يونانى ، بىاينكه منتظر تصميم مجمع راجع به امور يونان شوند ، در كشتيهاى خود نشسته و بادبانها را كشيده از سالامين رفتند و برخى ، كه ماندند ، به اين عقيده بودند ، كه بايد جنگ دريائى در ايستم بشود . بالاخره همين كه شب در رسيد ، همه بكشتىهاى خود درآمدند . بعد هرودوت گويد ( كتاب 8 ، بند 47 - 76 ) : « چون تميستوكل بكشتى خود مراجعت كرد ، يكنفر آتنى من سىفيل « 1 » نام از او پرسيد ، كه بالاخره تصميم مجمع راجع بجنگ چه شد ؟ . او گفت ، قرار گذاشتند ، كه در ايستم جنگ كنند . آتنى مذكور
هامش
( 1 ) -Mnesiphile .