كه مردمان هند و اروپائى و سامى در عهدى ، كه معلوم نيست كى بوده ، از يك منشاء بشمار مىرفتند . بنابراين حكايتى را ، كه هرودوت از قول يونانيهاى قديم ذكر كرده ، اگرچه افسانه است ، ولى تا يكدرجه حاكى از حقيقتى است . امّا اينكه هرودوت گويد ، پارسيها را همسايگان آنها آرتيانى ميناميدند ، اين لفظ شايد مصحّف آريانى باشد . كليّة بايد اين افسانهها را بخاطر داشت ، زيرا ، چنان كه در جاى خود بيايد ، گاهى پارسىها در روابطشان با يونانىها از اين افسانهها استفاده مىكردند . م . ) . 2 - ماديها اسلحهشان مانند پارسيها بود ، چه اسلحهاى ، كه شكلش را بيان كرديم در واقع اسلحه مادى است نه پارسى ( بنابراين ، اطلاعى كه هرودوت از لباس مادى ميدهد ، مهمّ است ، زيرا ساير مورّخين لباس مادى را با اين تفصيل توصيف نكردهاند . م . ) . فرمانده ماديها تيگران هخامنشى بود ، ماديها را در عهد قديم همه آريانى ميناميدند و فقط ، پس از آنكه مد « 1 » كلخيدى از آتن نزد آنها رفت ، ماديها را به اين اسم ناميدند . چنين گويند ماديها دربارهء خودشان ( كلخيد ولايتى بود در قسمت غربى قفقازيه در كنار درياى سياه ، لازستان قرون بعد . مد موافق افسانههاى يونانى دختر يكى از پادشاهان كلخيد و جادوگر بود . وقتى كه يونانيها در جستجوى پشم زرّين به كلخيد رفتند ، اين ساحره با ژازن « 2 » سركردهء يونانيها مربوط شد و بواسطه سحر او يونانيها بهرهمند گرديدند . بعد مد با ژازن به يونان رفته در آنجا كارهاى محير العقول انجام داد . سپس ، چون شوهرش او را ترك كرد ، اين زن از راه انتقام اطفال خود را سر بريد و پس از آن به آتن رفته زن پادشاه آن ، اژه « 3 » گرديد و از او پسرى آورد مد « 4 » نام . در اواخر عمر خود مد به كلخيد برگشته بروايتى پسر خود مد را بتخت اين مملكت نشاند و پس از اين ماديها خود را چنين ناميدند . اين حكايت ، اگرچه افسانه است ، ولى ممكن است كه حاكى از حقيقتى باشد ، يعنى از اينكه ماديها از طرف قفقازيه و كلخيد بايران آمدهاند و بعلاوه قرابت نژادى ، يعنى هند و اروپائى را ، با يونانيها مىرساند . م . ) . 3 - كيسسىها اسلحهشان
هامش
( 1 ) -Medee .( 2 ) -Jason .( 3 ) -Egee .( 4 ) -Mede .