تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
از جهانگيرى او در اروپا گردد . خشيارشا پس از آن يك جام و يك صراحى زرّين و يك قبضه شمشير پارسى ، كه به زبان مزبور آكىنانس « 1 » نامند ، به هلّس‌پونت انداخت . نمىتوان گفت ، كه با افكندن اين اشياء خشيارشا ميخواست هدايائى بآفتاب نثار كند ، يا از تنبيه دريا پشيمان شده ميخواست نيازى به او بدهد . پس از اين مراسم ، پارسىها بعبور شروع كردند . از يكى از پلها پياده و سواره نظام ميگذشت و از ديگرى ، كه به طرف درياى اژه ( بحر الجزائر ) بود ، چارپايان بارى و خدمه عبور مىكردند . مقدّم بر همهء عابرين ده هزار نفر پارسى بودند ، كه بالتمام تاج گل‌هائى بر سر داشتند . از عقب آنها لشكرى مركب از مردمان مختلف عبور كرد . اين‌ها روز اوّل گذشتند . روز ديگر اوّل سوارها و جنگىهائى گذشتند ، كه نيزه‌هاشان را پائين گرفته بودند . افراد اين قسمت هم تاج گل بر سر داشتند . بعد اسبهاى مقدّس و گردونه مقدّس حركت كردند ، پس از آن خشيارشا و هزار نفر سوار و بعد از آن‌ها ساير قسمت‌هاى قشون . در همين حين كشتىها هم به طرف ساحل مقابل روانه شدند . بيك روايت خشيارشا بعد از همه عبور كرد . در مدت هفت شبانه روز لاينقطع لشكر پارس از ترس ضربت شلاقها باروپا ميگذشت و گويند ، كه بعد از عبور خشيارشا يكى از اهالى هلّس‌پونت گفت : « اى زوس ( يعنى اى خداى بزرگ ) چرا تو به شكل پارسى درآمده و خود را خشيارشا ناميده‌اى ؟ چرا براى اضمحلال يونان اينهمه مردمان را دنبال خود ميبرى ؟ تو بىآنها هم ميتوانستى اين كار بكنى » .

معجزه‌هاى هرودوت

اين مورّخ گويد ( كتاب هفتم ، بند 56 - 100 ) پس از عبور تمام قشون و قبل از حركت آن از هلّس‌پونت معجزهء بزرگى روى داد ، ولى خشيارشا اعتنائى به آن نكرد ، و حال آنكه تعبير آن آسان بود . توضيح آنكه ماديانى خرگوشى زائيد . معناى اين معجزه اين بود ، كه خشيارشا لشكرى بيونان با جلال و حشمت ميبرد و در موقع مراجعت در همين‌جا با فرار جان خود را از خطر خواهد رهانيد ( معلوم است ، كه اين گفته افسانه‌ايست ، كه بعد از جنگ ساخته‌اند و هرودوت آن را باور داشته . موارد اين نوع نوشته‌هاى
هامش
( 1 ) -Acinanes ( Akinanes ) .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 728 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )