مانند پارسيها بود ، ولى بجاى تيار ( كلاه نمدى ) ميتر « 1 » بر سر داشتند ( ميتر كلاهى بود دراز و نوكتيز ) فرمانده كيسسىها آنافس پسر اتانس بود . ( از كيسسىها يا كاسّىها بالاتر مكرّر ذكرى شده . م . ) . هيركانيها ( گرگانىها ) اسلحهشان همان اسلحهء پارسيها بود و فرماندهء آنها مگاپان « 2 » نام داشت . او بعدها والى بابل گرديد .
4 - آسوريها خودى بر سر داشتند . اين كلاه خود را از سيمهاى مسين به طرز غريبى ، كه نميتوان بيان كرد ، بافته بودند . سپرها و نيزهها و قمههاى آنها شبيه اين چيزهاى مصرى بود . علاوه بر اين اسلحه ، گرزى داشتند ، كه ميخهاى زياد به آن كوبيده بودند . لباس اينها جوشنى است از كتان بافته . آسوريها را يونانيها سريانى نامند ، اسم آسورى را مردمان غير يونانى به آنها دادهاند . 5 - كلدانيها هم جزو آسوريها بودند . فرماندهء هردو اتاسپس « 3 » پسر آرتاخه « 4 » بود . 6 - كلاه خود باختريها خيلى شبيه كلاه خود پارسيها است . كمان آنها موافق عادات باخترى از نى است و پيكان آنها كوتاه . 7 - ساكها ، كه سكيثاند ( يعنى سكاها هستند ) كلاههاى نمدين نوكتيز دارند ، كه راست مىايستد . اينها شلوارى در پا و اسلحهاى از كمان بومى و قمهء كوتاه و تبرزينى داشتند ، كه موسوم به ساگاريس « 5 » است ( مقصود هرودوت تبريك دمه است . م . ) . اگرچه اينها سكيثهاى آميرگه « 6 » ميباشند ، ولى آنها را ساك « 7 » نامند ، چه پارسيها كليهء سكيثها را ساك گويند ( اينجاى كتاب هرودوت مؤيد كتيبه نقش رستم داريوش است و شاه مزبور اينها را سك ( هومورك ) نويسانده و آميرگهيا ، چنان كه يونانيها تلفظ ميكردند آمورگه ، يونانى شدهء همين اسم است .
مساكن اين سكاها را بعض محققين در ماوراء سيحون ميدانند و برخى در اين طرف رود مزبور ( رجوع شود بنقشهء دولت هخامنشى ) . فرماندهء باختريها و ساكها هيستاسب « 8 » پسر داريوش از آتسسا دختر كوروش بود . 8 - هنديها لباسى داشتند از پنبه ، تيروكمانى از نى و تيرهايشان بآهن نوكتيز منتهى ميشد . رئيس آنها فرنازاتر « 9 »
هامش
( 1 ) -Mitre .( 2 ) -Megapane .( 3 ) -Otaspes .( 4 ) -Artachee .( 5 ) -Sagaris .( 6 ) -Amyrgiens .بايد درنظر داشت ، كه فرانسويها ( ك ) يونانى را بهCو ( گ ) را به ( ژ ) مبدّل كردهاند .
( 7 ) -Sakes ( Saces ) .( 8 ) -Histaspes .( 9 ) -Pharnazatres .