بودند ، كمانهاى دراز آنان بهر دو طرف كشيده بود . م . ) « 1 » . 22 - حبشىها لباسى داشتند از پوست پلنك و شير ، كمانهائى از شاخههاى درخت خرما ، كه لااقل چهار ذراع طول آن بود و تيرهاى بلندى از نى ، كه در نوك آن بجاى آهن سنگريزهء تيزى ، يعنى سنگى كه با آن مهرشان را هم ميكنند ، به كار برده بودند ( اين سنگ را اكنون سنباده گويند . م . ) بعلاوهء اين اسلحه زوبينهائى داشتند ، كه بشاخ تيز شدهء غزال منتهى مىشد و گرزى ، كه به آن ميخهاى زياد كوبيده بودند . اينها ، وقتى كه بجنگ ميروند ، قبل از جدال نيمى از تن خود را گج مىمالند و نيم ديگر را ورمىين « 2 » . فرمانده اعراب و حبشيهائى ، كه بالاى مصر سكنى دارند ارسام پسر داريوش از آرتيستن دختر كوروش بود . داريوش اين زن خود را بيش از ساير زنانش دوست ميداشت ، چنان كه بامر او صورت اينزن را از طلا ساختند . 23 - حبشيهاى شرقى با هنديها خدمت ميكردند .
ظاهرا بين حبشىهاى شرقى و غربى تفاوتى نبود ، مگر از حيث زبان و موها .
حبشيهاى شرقى موهايشان راست است ، ولى موهاى حبشيهاى ليبيائى ( يعنى افريقائى ) بيش از موهاى ساير مردمان پيچ خورده . حبشىهاى آسيائى تقريبا مانند هنديها مسلّح بودند و بر سر پوستى داشتند ، كه از پيشانى اسب با گوشها و يال او كنده بودند .
گوشهاى اسب راست ميايستد و يال اسب جاى پر كلاه را ميگيرد . بجاى سپر ، براى دفاع ، پوست درنا به كار ميبردند ( اين نوشتهء هرودوت صريحا دلالت مىكند بر اينكه سواحل خليج درياى عمّان ، مثلا مكران از حبشىها مسكون بوده ) . 24 - اهالى ليبيا لباسى از پوست داشتند و نيزههائى ، كه انتهاى آن را سوزانيده بودند . رئيس آنها ماساگس « 3 » پسر اآريز « 4 » بود . 25 - پافلاگونيها ( در آسياى صغير ) خودهائى داشتند ، كه بافته بودند . اينها بسپرهاى كوچك و نيزههاى كوتاه و نيز بزوبين و شمشير مسلح بودند . كفشهاى اينها تا وسط ساق پا ميآمد . 26 - 29 ، ليگيان ، ماتيانيان ، مارياندينيان « 5 » و سريانيها مانند پافلاگونىها مسلح بودند ( مردمانى را ، كه هرودوت
هامش
( 1 ) -L , Humbert , Prof . au Lycee Condorcee .( 2 ) -Vermillonورمىيّن تركيبى است از گوگرد و جيوه .
( 3 ) -Massages .( 4 ) -Oarize .( 5 ) -Lygiens , Matianiens , Mariandynens .