ميماسند و روغن را در ظروفى ميريزند . اين روغن را بپارسى رادىناكه « 1 » نامند و آن چيزى است سياه و بوئى دارد زننده ( مقصود هرودوت از روغن بايد نفت باشد و از نصف خيك دلو . م . ) . اسراى ارترى تا زمان ما در آنجا هستند و زبان يونانى را حفظ كردهاند » . از اين حكايت هرودوت دو چيز استنباط مىشود : اولا در آنزمان هم در خوزستان كنونى نفت استخراج ميكردند . ثانيا كيسسىها ، كه اسمشان در تاريخ عيلام و ايران قديم اينقدر تكرار مىشود و تيراندازان ماهر بودند ، در اين نواحى هم سكنى داشتند .
مبحث هفتم تداركات جديد براى جنگ با يونان ، شورش مصر ، فوت داريوش
هرودوت گويد ( كتاب هفتم ، بند 1 ) : « وقتى كه خبر عدم بهرهمندى پارسيها بسمع داريوش رسيد ، بر خشم او نسبت به آتنىها افزود و در حال امر كرد تداركات بيشترى براى جنگ جديد ديده شود . با اين مقصود مأمورينى بايالات براى تجهيزات فرستاد و در ظرف سه سال هيجانى در آسيا ايجاد شد ، زيرا بهترين جنگيها را براى جنگ جديد احضار ميكردند . پس از آن مصر ، كه در زمان كبوجيه مطيع شده بود ، در سال چهارم تداركات شوريد » . راجع بشورش مصر بايد گفت ، كه مصريها خبيش « 2 » نامى را بسلطنت انتخاب كردند و او خود را فسمتيخ ( پسامتيگ ) خواند . بنابراين او فسمتيخ چهارم بود ( 487 ق . م ) . امّا داريوش تداركات جنگ را تسريع كرد ، تا شورش مصر را فرونشاند و هم با يونانيها جنگ كند .
جهت شورش مصر
جهة اين شورش را بعض نويسندگان جديد از زيادى مالياتهائى ، كه بر مردم مصر تحميل ميشده ، دانستهاند ، ولى اطّلاعاتى كه راجع باحوال اين زمان مصر از منابع قديمه و كشفيات
هامش
( 1 ) -Cl ) Rhadinaceرا بايد ( ك ) خواند ، زيرا روميها بجاى ( ك ) يونانىCمينوشتند ) .
( 2 ) -Khabisha .