تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
با اين حال قشون يونانى در دشت ماراتن جنگ را بيهوده دانسته تسليم يا به طرفى متفرّق ميشد . اما اينكه قشون ايران موافق عقيدهء ادوارمىير بيش از بيست هزار نفر نبوده و مورّخينى مانند ژوستن خيلى مبالغه كرده‌اند ، علاوه بر دلائلى ، كه ذكر شد ، از اينجا نيز تأييد مىشود : هرودوت راجع بلشكركشى مردونيه و طوفان دريا در دماغه آتس گويد ، كه سيصد كشتى پارسى در دماغهء مزبور از جهت طوفان آسيب يافت و بيست هزار نفر تلف شد . پس از اينجا روشن است ، كه اين عدّه كشتى اين عده سپاهى داشته . بنابراين ششصد كشتى چگونه مىتوانست دويست يا ششصد هزار نفر سپاهى داشته باشد ؟ و مافق همان گفتهء هرودوت ، عدهء سپاهيان ميبايست منتها بچهل هزار نفر بالغ باشد ، آن هم در صورتى كه آذوقه و لوازم و غيره را به حساب نياوريم ، ولى ، چون داتيس بر خلاف مردونيه سفر دريائى پيش گرفته به تراكيّه و مقدونى درنيامد و مستقيما به طرف جزائر سيكلاد راند ، شكى نيست ، كه ميبايست به قدر كفايت آذوقه و لوازم جنگى با خود بردارد . وقتى كه اين نكات را درنظر ميگيريم ، مىبينيم ، كه عقيدهء ادوار مىير ، راجع باينكه سپاه ايران از پياده و سواره فقط بيست هزار نفر بوده ، بحقيقت خيلى نزديك است . در باب تلفات ايرانى و يونانى بسط مقال زائد است ، زيرا معلوم است ، كه هيچكدام بحقيقت نزديك نيست و در مقابل تلفات ششهزار نفرى از طرف ايرانىها چگونه ميتوان پذيرفت ، كه از طرف يونانىها فقط 192 نفر تلف شده باشد ؟ و حال آنكه خود هرودوت گويد ، طرفين پا فشردند و قلب سپاه ايران قلب قشون يونانى را شكافت و آن را از جا كند . راست است ، كه چون اسلحهء دفاعى يونانيها بهتر بوده ، ايرانىها بيشتر تلفات مىداده‌اند . با وجود اين ، ارقامى كه هرودوت ذكر كرده بىتناسب است . از آنچه در باب اين جنگ گفته شد ، روشن است ، كه داريوش اهميتى كه در خور اوضاع يونان و موقع ايران بود ، به اين سفر جنگى بر ضد يونانيهاى غير مطيع نداده است ، و الا نتيجه مىبايست جز اين بوده باشد . اين عدم بهره‌مندى ، كه از عدم اطّلاع صحيح بر احوال يونانى ناشى بود ، دل آنان را قوى كرد و اثراتى