خود را معين كند . شاه از زن اوّلى خود ، دختر گبرياس ، سه پسر داشت و بعد از آنكه بتخت نشست ، آتسسا دختر كوروش را گرفت و اين زن چهار پسر آورد .
ارشد اولاد از زن اوّلى آرتبازان « 1 » بود . ( پلوتارك و ژوستن اسم او را آريارمن « 2 » نوشتهاند ، ولى در بعضى از نسخ كتاب ژوستن آرتمن « 3 » ضبط شده ) و بزرگترين چهار پسر دوّمى - خشيارشا . چون اين پسرها از مادران مختلف بودند ، نزاع بين آنها درگرفت . آرتبازان ميگفت ، من ارشد اولادم و موافق قوانين تمام عالم ولايت عهد حق من است . خشيارشا جواب ميداد ، كه مادر او دختر كوروش است و كوروش آزادكنندهء پارس . منازعهء اولاد دوام داشت و داريوش هنوز تصميمى در اين باب نگرفته بود ، كه دمارات پسر آريستون بشوش وارد شد « 4 » اسپارتى مذكور ، چون از نزاع برادران اطلاع يافت ، نزد خشيارشا رفته به او چنين گفت :
« حقّ بجانب تو است ، علاوه بر اينكه مادر تو دختر كوروش است ، تو وقتى تولد يافتهاى ، كه داريوش شاه بود ، ولى آرتبازان در زمانى به دنيا آمده ، كه داريوش اين مقام را نداشت . در اسپارت هم قانون چنين است . خشيارشا از عقيدهء دمارات استفاده كرد و داريوش هم او را محق دانسته بولايت عهد منصوب داشت . هرودوت گويد ، كه اگر هم دمارات اين حرف را نزده بود ، باز خشيارشا وليعهد ميشد ، چه نفوذ آتسسا دختر كوروش بيشتر بود . پلوتارك و ژوستن گويند ، كه نزاع برادران در سر تخت پس از فوت داريوش روى داد و ژوستن شرح قضيه را چنين نوشته :
دو برادر يعنى آرتمن و خشيارشا نزاع خودشان را بحكميت اردوان عمويشان رجوع كردند و او خشيارشا را محق دانست . روابط بين دو برادر ، چه قبل از حكميت و چه بعد از آن ، خيلى دوستانه بود و براى يكديگر هدايائى ميفرستادند . بنابراين نه غالب تكبّر نمود و نه مغلوب حسد ورزيد : اعتدال آنها در تقسيم ممالك وسيعه بقدرى بود ، كه اكنون در سر تقسيم كوچكترين ثروت ديده نميشود ( كتاب 2 ، بند 10 ) .
هامش
( 1 ) -Artobazane .( 2 ) -Ariaramnes .( 3 ) -Artemene .( 4 ) - بصفحات « 664 - 668 » رجوع شود .