تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
اهالى پلاته را هزار نفر نوشته . پس از آنچه راجع بنوشته‌هاى هرودوت گفته شد ، ديگر اطالهء كلام در باب نوشته‌هاى ژوستن زائد است .

پس از جدال ماراتن

هرودوت حكايت خود را دنبال كرده چنين گويد ( كتاب 6 ، بند 118 ) : « داتيس در مىكن « 1 » در موقعى ، كه به طرف آسيا ميرفت ، خوابى ديد ، كه كس نداند ، چه بود ، ولى صبح تفتيشى در كشتيها كرده هيكل مطلاى آپلّن ( خداى يونانى ) را در يكى از كشتيهاى فينيقى يافت و معلوم كرد ، كه يكى از سپاهيان آن را از معبد دليوم « 2 » ، كه متعلق به تبىها است و در كنار دريا در مقابل كالسيس « 3 » واقع است ، ربوده . بعد داتيس سوار كشتى خود شده به دلس رفت و مجسمه را در معبد اين جزيره گذارده تقاضا كرد ، كه آن را به دليوم تبى برسانند ، ولى اين تقاضا انجام نشد و فقط بيست سال بعد اهالى تب بگفته غيب‌گوئى به دلس رفته مجسمهء خود را بردند » اين حكايت مىرساند ، كه فرمانده قشون بنا بعقيدهء خود يا به حكم داريوش مقدّسات ملل را محترم ميداشته . بعد مورّخ مذكور گويد ( كتاب 6 ، بند 119 ) : « داتيس و ارتافرن اسراى ارترى را با خود به آسيا برده به شوش فرستادند . داريوش قبل از اسارتشان نسبت بانها خشمناك بود ، چه ميگفت ، اينها اوّلين كسانى بودند ، كه بىجهت بناى تعدّى را گذاردند ، ولى ، وقتى كه آنها را ديد ، بدى بانها نكرد و گفت بولايت كيس‌سىها رفته در محل آردريك‌كا « 4 » كه يكى از منازل « 5 » راه است و بمسافت 210 استاد ( هفت فرسخ ) از شوش ، توّطن كنند . اين محل ، كه متعلق به خود داريوش مىباشد ، بمسافت 40 استاد ( فرسخ و ثلث ) از چاهى است ، كه سه چيز از آن استخراج ميكنند : قير ، نمك و روغن . استخراج چنين است : در آنجا ترازو يا ماشينى است ، كه با آن آب ميكشند ( مقصود بايد چرخ باشد . م . ) . بجاى سطل نصف خيك را به آن بسته بچاه رها ميكنند و آن در مايع فرو رفته پر مىشود . بعد آن را كشيده مايع را در آب انبارى ميريزند و اين مايع از آنجا به آب انبار ديگر ميرود و سه صورت مختلف به خود ميگيرد . قير و نمك فورا
هامش
( 1 ) -Mycone .( 2 ) -Delium .( 3 ) -Chalcis .( 4 ) -Ardricca .( 5 ) -Stathme .