تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
طرف بندر آتن به آن شهر ، كه مدافع ندارد ، حمله كند و شايد پياده شدن قشون ايران در ماراتن از همين‌نظر بوده ، كه ساخلو شهر را باينجا بكشانند و بعد به شهر بىمدافع هجوم برند . هفت كشتى هم ، كه يونانيها گرفته‌اند ، كشتىهائى بوده ، كه بواسطه كشته‌شدن قسمتى از قشون ايران خالى مانده بود و آن دسته از قشون ايران ، كه در آخر بكشتى نشسته ، مجال نيافته اين كشتىها را نجات بدهد . علاوه بر دلائلى كه گفته شد ، يك چيز هم اين‌نظر را تأييد مىكند . هرودوت هيچ نمينويسد ، كه يونانيها اسير گرفتند ، و حال آنكه در جنگى ، كه بفرار منتهى مىشود ، ممكن نيست عدّه‌اى اسير نگردند . اين نكته هم دلالت مىكند بر اينكه قشون ايران عقب مىنشسته و ، چون در تحت فشار يونانيها بوده ، زياد تلفات مىداده . امّا جهت اينكه داتيس از فالرون به آسيا برگشته بايد چنين باشد ، كه هيپ‌پياس همواره بوالى ليديّه و پارسىها ميگفته ، اگر قشون‌كشى به طرف آتن شود ، طرفداران او ، بواسطه انقلاب داخلى در آتن ، كمك‌هائى خواهند كرد و داتيس نه در ماراتن اثرى از طرفداران او يافته ، نه در فالرون و ضمنا فهميده ، كه اهالى آتن هيپ‌پياس را نميخواهند . اين نكته و نيز اينكه مقصود داريوش از تنبيه اهالى ارترى و آتنىها ، در مورد مردم اوّلى كاملا و نسبت بمردم آخر تا اندازه‌اى به عمل آمده بود ، شايد باعث برگشتن او به آسيا گشته . چون مداركى بجز نوشته‌هاى يونانىها راجع به اين جنگ نيست ، حقايق را نميدانيم ، ولى در اينكه اين جنگ ، چنان كه يونانيها نوشته‌اند ، سايه به نام ايرانى در تاريخ افكنده حرفى نيست ، چه پارسيها تا اين زمان ، بهرجا كه رفته بودند ، فاتح بيرون آمده بودند ، چنان كه هرودوت گويد ، كه تنها نام مادى ( يعنى پارسى ) يونانىها را دوچار وحشت ميكرد و در اينجا براى اوّلين دفعه عدم بهره‌مندى دامن‌گير آنها شده . اين را هم بايد گفت ، كه داريوش تنبيه اهالي ارترى و آتن را كار مهمى نپنداشته ، و الّا به اين جاها بيست هزار نفر نميفرستاد و شكى نيست ، كه اگر قشون زيادتر بود و سردار قابلى داشت ، در حينى ، كه قسمتى از سپاهيان ايرانى در ماراتن بودند ، قسمت ديگر ميتوانست آتن را اشغال كند و يقينا