منابع تاريخ مشرق قديم
بطور كلى اين منابع را ميتوان به دو قسمت بزرگ تقسيم كرد : سرچشمههاى قديم يعنى كتابها و نوشتههائيكه از مورّخين عهد قديم مانده و اكنون در دست است .
سرچشمههائى كه تقريبا از يك قرن و نيم باينطرف كشف شده . منابع نوع دوّم را مقدّم ميداريم ، چه صحت منابع نوع اوّل در موارد زياد از مقايسهء آنها يا سرچشمههاى نوع دوّم معلوم مىشود .
سرچشمههاى نوين « 1 » خواندن خطوط قديمه - كاوشها ( حفريات )
1 - خطوط قديمه
خطّ مصرى قديم
مصر هميشه بيش از ممالك ديگر مشرق قديم توجه اروپائيان را به خود جلب ميكرد . خبرى هست كه روميهاى قديم هم بمصرشناسى توجه داشتند و اشخاصى بودند مانند آممينمارسلن « 2 » و غيره كه خطوط مصرى را بىغلط ميخواندند . در عهد نوين ، بخصوص در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادى ، در اروپا علمائى اوقات خود را صرف فراگرفتن زبان قبطى كرده جدّ داشتند كه بوسيلهء اين زبان با زبان قديم مصريها آشنا شوند ، ولى موفّق به خواندن خطّ مصرى قديم ( هيروگليف ) « 3 » نميشدند . امر بدين حال بود ، تا سفر جنگى ناپلئون بمصر در 1798 پيش آمد و او مصرشناسى را تشويق كرد . نتيجهء اين سفر جنگى از حيث علم چنين است : اولا كتابى در 24 جلد و نقشههائى ( اطلس ) در 12 قسمت راجع بمصر و آثار قديم آن از بناها و صنايع و غيره
هامش
( 1 ) - سرچشمههائى را كه از يك قرن و نيم به اين طرف كشف شده براى اختصار چنين ناميدهايم .
( 2 ) -Ammien Mareellin( 3 ) -Hierogliphe .