تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
و عناوين فراعنه را به او داده‌اند و بعلاوه او خواسته موافق مراسم مصريها رفتار كرده قلوب آنان را جذب كند . نسخه‌اى ، كه بخطوط ميخى است ، به طرز ديگر انشاء شده و مضمون آن چنين است :

بند اوّل

« داريوش شاه ميگويد : خداى بزرگى است اهورمزد ، كه آن آسمان را آفريده ، كه اين زمين را آفريده ، كه بشر را آفريده ، كه خوشى را به بشر داده ، كه داريوش را شاه كرده ، داريوش را بسلطنت مملكتى رسانيده ، كه بزرگ است و اسب‌ها و مردان خوب دارد » .

بند دوّم

« داريوش شاه ميگويد : منم داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ممالكى ، كه از تمام نژادها مسكون است ، شاه اين زمين بزرگ تا آن دورها ، پسر ويشتاسپ ، هخامنشى » .

بند سوّم

« داريوش شاه ميگويد : من پارسىام ، از پارس مصر را تسخير كردم ، امر كردم اين كانال را بكنند ، از پىرو ( يعنى نيل ) ، كه در مصر جارى است تا دريائى ، كه از پارس بدان روند . اين كانال كنده شد ، چنان كه امر كردم و كشتىها روانه شدند ، چنان كه ارادهء من بود » « 1 » . راجع به اين كانال بايد گفت ، كه در زمان نخائو فرعون مصر 609 ق . م آن را كنده بودند ، ولى پس از آن كانال مزبور پر شده و از ميان رفته بود . در اين زمان به حكم داريوش آن را پاك و از نو داير كردند . پس از آن ، چون اين كانال درياى مغرب را با درياى سرخ و درياى عمان اتصال ميداد ، راه تجارتى مستقيم بين ممالك غربى و هند گرديد و از اين ببعد از اهميت تجارتى بابل تا اندازه‌اى كاست . در خاتمهء اين مبحث لازم است گفته شود ، كه از اصلاحات داريوش در مصر ساخلوى نيرومند بود ، كه در مصر گذاشت . اين ساخلو ، چنان كه در زمان فسمتيخ معمول بود ، به چهار اردو تقسيم ميشد و در چهار جا اقامت داشت : اوّلى در منفيس پايتخت مصر ، كه مقرّ والى بود . دوّمى در دافنه « 2 » پلوزيوم ، يعنى در طرف
هامش
( 1 ) - تولمنTolman، فرهنگ و متن‌هاي پارسى قديم ، صفحهء 51 ، 1908 . ( 2 ) -Daphne .