تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
و در اين‌جا معبد بزرگترين خداى تب ( يعنى خداى مصرى ) واقع است ( اين همان محلى است ، كه كبوجيه ، بقول هرودوت پنجاه هزار نفر به آنجا فرستاد . م . ) بعد هرودوت محل تپه‌هاى نمك‌زار را يكايك ذكر كرده چنين گويد ، من ميتوانم اسامى مردمانى ، كه در منطقهء ريگ‌روان سكنى دارند ، تا ستون‌هاى هرقل ذكر كنم ، ولى از ستون‌هاى مزبور ببعد اسامى مردمان مجهولست . در اين باب اهالى قرطاجنه چنين گويند : در ليبيا صفحات و مردمانى هستند ، كه ماوراء ستونهاى هرقل سكنى دارند . ( مقصود هرودوت « سنه‌گامبي » امروزيست ) و اهالى قرطاجنه وقتى كه به اين صفحات براى تجارت ميروند ، مال التجاره را در ساحل رديف يكديگر ميچينند ، بعد بكشتىهاى خود برگشته دود ميكنند . بوميها همين كه دود را ديدند ، بساحل نزديك شده پهلوى مال التجاره طلا مىگذارند و دور ميشوند . پس از آن تجار قرطاجنه باز بساحل آمده حساب ميكنند ، كه طلا به قدر قيمت مال التجاره گذارده‌اند يا نه . اگر كافى است ، طلا را برداشته و بكشتىها نشسته از ساحل دور ميشوند و هرگاه كافى نيست ، به كشتيها برگشته منتظر ميشوند و بوميها بر مقدار طلا ميافزايند ، تا سوداگران قرطاجنه را راضى كنند . موافق گفته اهالى قرطاجنه ، طرفين هيچ گاه يكديگر را آزار نميكنند ، مثلا سوداگران قرطاجنه طلا را تصرّف نميكنند ، تا معادل قيمت مال التجاره نباشد و نيز بوميها وقتى مال التجاره را برميدارند ، كه آنها طلا را برداشته باشند . اينها هستند مردمان ليبيا ، كه ما ميتوانيم ذكر كنيم . اكثر اين مردمان هيچ‌گاه مطيع پادشاه ماديها نبودند ( مقصود از ماديها پارسيها است ) و حالا هم اعتنائى به آنها ندارند . راجع به اين مملكت ميتوانيم بگوئيم : بقدرى كه معلوم است ، فقط چهار ملّت آن را اشغال كرده . از اين چهار ملت دو مردم بومىاند و دو ديگر خارجى . بوميها عبارت‌اند از ليبيائىها در شمال و حبشيها در جنوب ، دو مردم ديگر ، كه از خارج آمده‌اند ، فينيقيها و يونانيها هستند . گمان ميكنم كه اراضى ليبيا ، باستثناى ( كىنيپ ) ، بقدرى بد است ، كه آن را نميتوان طرف مقايسه با آسيا و اروپا قرار داد . بعد هرودوت از خوبى