شمال شرقى مصب نيل ، براى حفاظت مصر از طرف عربستان و فلسطين . سوّمى در مارآ « 1 » كه مصب نيل را از طرف ليبيا حراست ميكرد . چهارمى در جزيرهء الفانتين « 2 » براى حفاظت مصر از طرف حبشه . هرودوت گويد ( كتاب 2 ، بند 30 ) ، كه عدّهء اين ساخلو به دويست و چهل هزار نفر ميرسيد و افراد آن مصرى بودند .
اين خبر مىرساند ، كه حكومت ايران امنيت مصر را خوب حفظ ميكرده . اين بود كارهاى داريوش در مصر ، كه ذكر شد . اكنون قبل از اينكه از اين مبحث بگذريم ، مقتضى است ، كلمهاى چند در باب افريقا يا ، چنان كه هرودوت گويد ، ليبيا از نظر مورّخ مزبور گفته شود ، زيرا يك قسمت ليبيا ، بمعنى افريقا ، در اين زمان ، كه از وقايع آن صحبت مىشود ، جزء ايران بود و براى ما مهم است ، كه اخلاق و عادات مردمان تابع ايران آنروزى را بدانيم .
ليبيا از نظر هرودوت
مورّخ مذكور گويد ( كتاب 4 ، بند 168 - 199 ) : از تمامى اهالى ليبيا بمصر نزديكتر ( آديرماخيدها ) هستند . لباس اينها مانند لباس ساير اهالى ليبيا است ، ولى اكثر مؤسساتشان مصرى است . اين قسمت ليبيا از مصر تا بندر پلين « 3 » امتداد يافته در مغرب اين مردم گيليگامها مسكن دارند و ولايت آنها تا آفرودىسياس « 4 » ممتد است . از اين ولايت به طرف غرب آسبيستها مسكن گزيدهاند ، ولى ساحل دريا در تصرّف اهالى سيرن است . مؤسسات آنها غالبا سيرنى است . بعد به طرف غربى مردمى است موسوم به آوسخيسها . مساكن آنها بالاى برقه و در محلى موسوم به اوسپريد به دريا سراشيب است . از اين مردم به طرف غرب مردم ناسامن مىباشند . اينها در تابستان حشم خود را در كنار دريا رها كرده بولايت آوگيل ميروند .
در آنجا درخت خرما زياد است ، بعلاوه ملخ زياد گرفته ميخشگانند و بعد آرد كرده با شير ميخورند . ناسامنها زنان متعدّد دارند و آنها مانند زنان ماساژتها
هامش
( 1 ) -Marea .( 2 ) -Elephantine .( 3 ) - پلين (Plynos) بندرى بود در ليبيا در نزديكى رأس حلم امروزى .
( 4 ) -Aphrodisias( جزيرهايست در نزديكى ليبيا ) .