شده . بنابراين آپيس جديد در زمان غيبت كبوجيه از مصر معين گرديده و نيز اين نكته جالب توجه است : در ستلهائى ، كه از زمان كبوجيه بدست آمده ، صراحتا نمودهاند ، كه كبوجيه در مقابل گاو مقدّس مصريها به زانو درآمده . اين را هم بايد گفت ، كه مورّخين قرون بعد نسبتهاى بسيار بد به كبوجيه دادهاند ، مثلا سترابون گويد ، كه او دو شهر سراپى و منفيس را آتش زد ، پلين گويد فقط به اى ليوپل آسيبى نرسانيد . ديودور نوشته كه رامسسى را غارت كرد و بعد در كاغذهاى حصيرى آرامى ، كه از الفانتين مستعمره يهودى در مصر بدست آمده ، نوشتهاند ، وقتى كه كبوجيه مصر را مسخر كرد « تمام معابد خدايان مصرى » را خراب كرد ، ولى متعرّض معبد يهوديها در اين محل نشد « 1 » . نوشتههاى ژوستن هم در زمينهء روايت هرودوت است . نظر بنوشتههاى مورّخين قديم و سند مصرى ، كه بالاتر قسمتى از مضمون آن ذكر شد ، و ستلها و غيره ، بعض محققين به اين نتيجه ميرسند ، كه در ابتداء رفتار كبوجيه در مصر مانند رفتار كوروش بوده ، ولى اين رفتار تقريبا بيش از هشت ماه طول نكشيده و بعد بواسطه ناخوشى صرع يا از جهتى ديگر رفتار او تغيير كرده و جبارى ستمكار شده . يكى از مورّخين جديد ، اسكاريهگر « 2 » گويد ، تمام چيزهائيرا ، كه مورّخين به كبوجيه نسبت دادهاند ، نميتوان مقرون به صحت دانست ، چه اين چيزها را در قرون بعد از قول مصريها نوشتهاند و ، چون مصريها از جهة تمدّن قديم خود متكبر و از تسلط پارسيها متنفر بودهاند ، ممكن است .
گزافگوئى كرده باشند . اين نظر را نمىتوان صحيح ندانست : اولا نوشتههاى اوجاگوررسنت بر خلاف روايت هرودوت است ، ثانيا اينكه مورّخين قرون بعد سفاكىها و خرابىهاى زياد به كبوجيه نسبت دادهاند ، مكرّر بالاتر گفته شده ، كه مورّخين عهد قديم اخبار را غالبا از كتب متقدّمين مىگرفتند ، بىاينكه اسم
هامش
( 1 ) - اگر اين خبر صحيح باشد ، باز دليلى است براى نظريكه در فوق ذكر شد ، راجع باينكه ايرانيهاى قديم با نظر احترام بمذهب بنى اسرائيل مينگريستند و در عقايد مذهبي ايرانيها و ملّت يهود شباهت هائى به يكديگر وجود داشته .
( 2 ) - اسكاريهگر ، تاريخ عمومي ، ج 1 .