از اين نوشته واضح است ، كه كبوجيه در مصر مانند كوروش بزرگ در بابل رفتار كرده و تمام آداب و مراسم مذهبى و دربارى مصر را بجا آورده ، القاب و عناوين فراعنه را اختيار كرده ، بعد بمعبد سائيس رفته و در مقابل هيكلنيت ، مادر خدايان مصر ( بعقيدهء مصريها ) و ( را ) خداى بزرگ آنان به خاك افتاده ، كاهنان مصر او را يكى از فراعنهء خودشان دانستهاند ، به خواهش آنها سپاهيان ايرانى را ، كه در معبد سكنى گزيده و آن را كثيف كرده بودند از آنجا اخراج كرده . با وجود اينكه ، پس از كشف اين نوشته ، ميبايست روايت هرودوت را ، كه از نظر مصريها تقريبا صد سال بعد از تسخير مصر بدست پارسىها ، ضبط شده با احتياط تلقى كنند ، باز برخى گمان ميكنند ، كه قرائنى بعض قسمتهاى آن را تأييد مىكند ، توضيح آنكه اسم آمازيس از آثارى ، كه از سائيس بدست آمده ، حك گرديده و بعلاوه در 1857 قبر يا تابوتى در مصر در نزديكى هرمخاپس يافتهاند ، كه معلوم شده متعلق به نختباستاراو نامى از خانواده سلطنتى مصر ، رئيس تيراندازان آمازيس و پسر « زن پادشاه » بوده و از آن تابوت اسم شخص متوفى و مادر او حك شده ، چنان كه فقط اسامى خدايان مصرى مانده « 1 » . حك كردن اسم متوفى از نظر مصريها مجازات بزرگى بود ، كه بعد از فوت اشخاص و پس از محاكمه به آنها ميدادند .
بنابراين گمان ميكنند ، كه اين امر از جهت كينهورزى كبوجيه نسبت به آمازيس اجرا شده . معلوم است ، كه اين گمان حدسى است و مدركى نداريم ، كه اين قضيه را از كبوجيه بدانيم ، بخصوص كه نويسندهء مصرى در اين باب ساكت است . اما گفته هرودوت راجع باينكه كبوجيه آپيس ، يعنى گاو مقدّس مصريها را ، تلف كرد بموجب اسناد جديده قويا تكذيب مىشود ، توضيح آنكه ستلهاى مصرى ، كه در موزهء لوور پاريس است و از ( سراپى ) بدست آمده ، معلوم مىكند ، كه گاو مقدّس مصريها در سال ششم سلطنت كبوجيه ، يعنى در 524 ق . م ، و در ابتداى لشكركشى او به حبشه مرده و آپيس ديگر در سال چهارم سلطنت داريوش تلف
هامش
( 1 ) - اين تابوت را ( دوك دوليختنبرگ ) در نزديكي هرم ( خاپس ) يافته .