نوشتهء خود را چنين شروع كرده : « اوجاگررسنت ، كه نزد نيت ، مادربزرگ خدايان و خدايان سائيس ارجمند مىباشد ، شاهزادهگى او ارثى است و در زمان آمازيس ، پادشاه مصر عليا و سفلى خزانهدار پادشاهى ، يگانه سمر و مورد محبت پادشاه ، محرّر و رئيس محرّرين ديوانخانه ، رئيس محرّرين ، رئيس قصر سلطنتى و رئيس سفاين پادشاهى بود و در زمان پسامتيك سوّم پادشاه مصر عليا و سفلى ، سمت رياست سفاين پادشاهى را داشت ، مىگويد : وقتى كه كبوجيه شاه بزرگ ، شاه تمام ممالك به مصر آمد و با او آسيائىهاى هر مملكتى بودند ، او در اين مملكت بتمامى عرض آن سلطنت يافت و آسيائىها را در اينجا برقرار كرد . او پادشاه بزرگ مصر و مالك الرّقاب بزرگ تمام ممالك گرديد . اعليحضرت به من فرمود ، كه برتبهء طبابت بزرگ در آيم و در نزد او به سمت سمر و رئيس قصر باشم . من القاب و عناوين مسوت را « 1 » پادشاه مصر عليا و سفلى را باسم او ترتيب دادم . من با عليحضرت عظمت سائيس را ، كه مقرّ نيت مادر بلند مرتبه ( را ) است ، بيان كردم .
اين ( را ) زادهء اوّل نيت بود ، چه تا آن زمان نيت نزاده بود . من تمامى آنچه را ، كه راجع بعظمت جايگاه نيت ، يعنى آسمان و عظمت معبد او و عظمت تمام خدايان مرد و زن ، كه در معبد مزبورند و عظمت خاتبيوتى مقرّ پادشاه آسمانها و نيز آنچه متعلق بعظمت مكان مقدّس جنوبى و شمالى معبد ( را ) و معبد ( آتوم ) است ، باعليحضرت آموختم . اين اسرار تمام خدايان است . من از كبوجيه ، پادشاه مصر عليا و سفلى ، تمنى كردم ، آسيائىهائى را ، كه در معبد نيت نشستهاند ، از آنجا براند ، تا اين معبد مقام مقدّس خود را از نو بيابد . . . . . . اعليحضرت امر كرد و آنها را از معبد نيت راندند و خانههائى ، كه در آن ساخته بودند ، خراب كردند و . . . . را ، خودشان بخارج معبد بردند . اعليحضرت فرمود ، معبد را بشويند و مردان آن ، كاهنان كشيك ، را بر گردانند . اعليحضرت امر كرد ، نيازهائى بمعبد نيت ، مادربزرگ تمام خدايان بزرگ ، كه در سائيساند بفرستند ،
هامش
( 1 ) - مسوت را ، يعنى زادهء ( را ) و ( را ) بعقيدهء مصريها ربّ النّوع آفتاب و پدر فراعنه بود .