زودتر باينجاها آمدهاند ، محققا معلوم نيست ، ولى بيشتر اين عقيده قوّت دارد كه ، قبل از آمدن ساميها بدينجا ، سومريها گذشتههاى مفصلى داشتهاند . از آثاريكه بدست آمده معلوم است كه سكنهء اين صفحات دو نوع قيافه داشتهاند ، از يكى هويدا است كه سامى است ، ديگرى كممو است ، دماغ نازك كشيده دارد و از اين علائم و علائم ديگر ديده مىشود كه سامى نيست . راجع به اين مسئله بايد درنظر داشت كه مباحثات زياد در اروپا به عمل آمد و پس از تحقيقات ( ادوارمىير ) « 1 » عالم معروف تاريخ مشرق قديم و امثال او عقيدهاى كه ذكر شد قوّت يافت ، اگرچه ( هالهوى ) « 2 » آسور شناس معروف سخت بر ضد عقيدهء مزبور قيام كرد و اصرار داشت ثابت كند كه دوتيرگى در ميان سكنهء بابل نبوده ، يعنى همه سامى بودهاند و خطوط ميخى اختراع سامىها است . از اين عقيده حالا هم مدافعه مىشود ، ولى طرفداران آن در اقليتاند ، و اكثريت با ( ادوارمىير ) و علماء دستهايست كه معتقدند در بابل دو نوع سكنهء سومرى و سامى بوده . در خاتمه زائد نيست علاوه كنيم كه بعضى عقيده دارند سومر همان صفحهايست كه تورية آن را شنعار ناميده .
مهاجرت بنى سام به مصر
چنان كه از تحقيقات محققين معلوم گشته ، در اعصار قبل از تاريخ ، قبل از مهاجرت بنى سام به بابل ، شاخهاى از اين اقوام از عربستان از راه دريا بمصر رفته . قرابت زبانهاى سامى با زبان مصرى نه فقط از ريشههاى لغات هويدا است ، بل از حيث صور نحوى و صرفى ، سه حرفى بودن ريشهها و برترى اهميت حروف ساكن بر اهميت حركات اين مطلب روشن است . محققين از ديرگاه به اين نكته برخورده بودند كه بين مصريها و بنى سام يك ارتباط نژادى موجود است . اخيرا اين نظر از تحقيقات در تمدن مصرى نيز تأييد شده ، زيرا شباهتهائى در صنايع ، طرز زندگانى و مذهب مصر قديم و بابل يافتهاند . اينمسئله كه بنى سام از آسيا بمصر رفتهاند از اينجا نيز تأييد مىشود كه بين حيوانات و نباتات مصر و آسيا ارتباطهائى هست ، مثلا ( سىكمر ) « 3 »
هامش
( 1 ) -Ed . Meyer .( 2 ) -Halevy .( 3 ) - درختى است از نوع ( افرا ) كه آن را بدل چنار نيز گويند .