تا روزهاى آخر تمدّن بابلى زبان غير سامى بطور مصنوعى حفظ شده بود و آن را براى اظهار مطالب مذهبى به كار ميبردند ( چنان كه در قرون وسطى زبان لاتين را كه به كلى مرده بود براى نوشتن كتيبهها ، كتب مذهبى و علمى استعمال ميكردند ) بنابراين عقيده دارند كه خطوط ميخى و بعض عناصر ديگر تمدّن بابلى از منشأ سامى نبوده . اما اينكه از چه منشاء بوده ، هنوز نميتوان در اين باب از روى يقين چيزى گفت ، ولى بايد اين نكته را درنظر داشت كه پادشاهان بابل و آسور خود را پادشاه سومر و اكد ميخواندند ، نيز معلوم گشته كه اين لقب را پادشاهان ( اور ) ، يعنى سومر ، استعمال ميكردند و بعد از آنها حمورابى ، كه تمام قسمتهاى مملكت را در تحت سلطنت خود جمع كرد ، در دفعهء اولى اين لقب را ذكر كرده . اكد قسمت شمالى مملكت بابل و سومر قسمت جنوبى آن بوده . از آثار بابلى ديده مىشود كه خود ساميها زبان سومرى را زبانى ديگر ، زبان قديم مذهبى ، ميدانستند و نيز در فرمانى ، كه يكى از پادشاهان سلسلهء اوّل سامى صادر كرده ، ديده مىشود كه زبان اكّدى را ترجمهء سامى متن سومرى دانستهاند . اما اين را هم از روى يقين نميتوان گفت كه خط ميخى را سومريها اختراع كردهاند و نيز محققا معلوم نيست كه سومريها از چه نژاد بودهاند . از تحقيق در زبان سومرى چنين به نظر ميايد كه اين يك زبان ملتصق است و بنابراين بعض علماء زبانشناس ميخواستند اين زبان را از زبانهاى اورال و آلتائى بدانند ، ولى اين عقيده پذيرفته نشد . در حفرّياتى ، كه در نزديكى عشقآباد بتوسط ( پومپلى ) امريكائى به عمل آمد ، در گوركانآنو ، بعضى اشياء يافتند كه شباهت به اشياء سومرى و عيلامى داشت ، بنابراين حدس ميزنند كه شايد سومريها و عيلاميها در كوهستانهاى شمال ايران بودهاند و بعد بواسطهء مهاجرت مردمانى بايران يا از جهت ديگر ، از اينجاها به طرف مغرب و كنار فرات مهاجرت كردهاند . يكى از علل حدس مزبور اين است كه مركز سومريها شهر نيپپور بود و اين شهر در جائى واقع شده ، كه از فلات ايران داخل جلگههاى حاصلخيز مملكت بابل ميشوند ، ولى مركز ساميها را شهر سيپپار و اگده مىدانند . كداميك از دو مردم سومرى و سامى
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
ص٣٣