وجود ندارد ولى ، اگر تمام مبانى فرضى را درنظر گيريم ، مىبينيم باز مبنائى كه بر زبان باشد نسبتا صحيحتر و مخصوصا براى عهد قديم اين پايه بىعيبترين پايهها است . بنابر كشفيات جديد علماء زبانشناسى تأويل و تفسيرهائى در گفتههاى تورية راجع بنژادها كرده و پس از اصلاحاتى اين عقيده را پذيرفتهاند :
تمام مللى ، كه ريشهء لغات زبانشان ريشهء لغات عبرى است ، از شاخهء بنى سام سفيدپوستها ميباشند ، اينها عبارتاند از بابلىها ، آسوريها ، فينيقىها ، كنعانيان ، آرامىها ، كلدانيان ، يهود بمعنى اعم ( يعنى با بنى اسرائيل و غيره ) و اعراب با آن قسمتى كه بحبشه رفته . راجع به بنى حام هنوز موافقت كامل بين علماء زبانشناسى نيست ولى عجالة اين مردمان را اكثرا از بنى حام ميدانند : مصريهاى قديم و مردمانى كه در افريقا سكنى دارند و بسفيدپوستها نزديكتراند ، مانند بربرها ، قبيلها ، اهالى ليبيا و غيره . قرابت زبانهاى اين مردمان به يكديگر در اينجا هم محسوس است ولى نه به آن اندازه كه در زبانهاى ملل سامىنژاد مشاهده مىشود . شايد جهت از اينجا باشد كه ملل بنى حام ، باستثناى قبطىها ، زبان ادبى نداشتهاند و بايد قرابت زبانهاى اين شعبه را از روى لغاتى كه اكنون استعمال ميكنند معين كرد . اين مردمان ، كه قسمت بزرگ قارّهء افريقا را اشغال كردهاند ، در درجهء پست تمدناند . زبانهاى حامى ، از حيث نحو و صرف و قاموس ، در چند نقطه پيوستگى بزبانهاى سامى دارد و از اينجا حدس ميزنند كه بنى سام و بنى حام داراى يك وطن اصلى بودهاند .
چنين عقيدهاى هم بعض علماء نسبت به تمام زبانها دارند و تصوّر ميكنند كه تمام زبانها از يك زبان اصلى آمده ، ولى عجالة اين عقيده در باب زبانهاى سامى و حامى بيشتر قوّت دارد . اما اينكه وطن اصلى دو گروه مزبور كجا بوده ، محققا معلوم نيست ، ولى ، از آنجا كه تاريخ ياد ندارد ، جز بنى سام ، در عربستان ملت ديگرى هم سكنى داشته و در جائى غير از عربستان ( ساميت ) « 1 » به اين اندازه پاك مانده باشد ، تصوّر ميكنند كه مسقط الرأس بنى سام و بنى سام و بنى حام عربستان است .
هامش
( 1 ) -Semitisme .