تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
از آن مصريها محصور شده به زودى تسليم گشتند . طالع مصر اهالى ليبيا را بوحشت انداخت ، چنان كه بىجنگ تسليم شدند ، و باجى براى خود معين كرده هدايائى هم براى كبوجيه فرستادند . اهالى سيرن « 1 » و برقه نيز مانند آنها رفتار كردند ( سيرن از مستمسكات يونانى در افريقا بود ) . كبوجيه هداياى ليبيا را با عنايت پذيرفت ، ولى از هداياى سيرن ناراضى ماند و من گمان ميكنم ، كه جهت آن كمى باج بود ، چه آنها فقط پانصد مين نقره فرستادند ( مين‌نود و دو فرانك طلا ارزش داشت . م . ) كبوجيه نقره را بدست خود به طرف سپاهيان خود انداخت . روز دهم ، پس از تسخير ارك منفيس ، كبوجيه پسامتيك پادشاه مصر را ، كه فقط شش ماه سلطنت كرده بود ، در حومهء شهر نشاند و خواست مردانگى او را امتحان كند ، توضيح آنكه دختر او را بر آن داشت ، كه رخت كنيزان پوشد و با دختران خانواده‌هاى معروف ، كه نيز همان لباس را در بر داشتند ، فرستاد آب بياورند . وقتى كه دختران مزبور از پيش پدران خود با ناله و زارى ميگذشتند ، اين‌ها از مشاهدهء وضع ننگين دختران خود صبر و شكيبائى را از دست داده سخت مىناليدند و صداى ضجه و شيونشان بلند ميشد . فقط پسامتيك ساكت ايستاده به اين وضع نظاره ميكرد و بعد سر خود را به زير مىافكند . پس از آنكه دختران گذشتند ، كبوجيه پسر پادشاه مصر را با دو هزار مصرى ديگر ، كه هم سن او بودند ، بقتل‌گاه فرستاد . اين‌ها را با ريسمان ، به يكديگر بسته بودند و ميبايست بتلافى قتل سفير كبوجيه و اهالى مىتىلن كشته شوند . حكم ديوان شاهى چنين بود ، كه در ازاى هريك از مقتولين مىتىلن ده نفر از نجباى مصر اعدام گردند . پسامتيك ديد ، كه پسر او را بمقتل مىبرند ، باوجوداين خوددارى كرد ، و حال آنكه مصريهاى ديگر ، كه در كنار او بودند ، زار مىگريستند . پس از آن يكنفر مصرى پير ، كه ثروت خود را از دست داده به فقر افتاده بود و از سربازان تكدى مىكرد ، از پيش چشم پسامتيك گذشت . اين شخص سابقا از دوستان پادشاه مصر بود و ، وقتى كه پسامتيك او را ديد ، سخت گريست و بسر خود زده او را باسم
هامش
( 1 ) -Cyrene .