تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

جنگ با مصريها

لشكر ايران از كوير گذشته به پلوزيوم « 1 » رسيد و در مقابل قشون مصر صفوف خود را آراست . بعد هرودوت چنين گويد ( كتاب 3 ، بند 11 - 17 ) : « سپاهيان اجير پادشاه مصر ، كه يونانى و از اهالى كارّيه بودند ، بواسطه بغضى ، كه نسبت به فانس از جهت خيانت او داشتند ، خواستند انتقامى از او بكشند و با اين مقصود در ميان دو لشكر طشتى گذاردند ، بطورى كه فانس آن را ميديد ، بعد پسران او را ، كه در مصر مانده بودند ، يك بيك آورده پيش چشم پدر سر بريدند و خون آنها را در طشت كردند ، سپس شراب را با آب آميخته در طشت ريختند و سپاهيان اجير از اين خون آشاميدند . پس از آن جنگ شروع شد . اين جنگ باعلى درجه سخت بود و هر دو طرف تلفات زياد دادند ، ولى بالاخره مصريها روى بهزيمت گذاردند . من در اين دشت نبرد چيز عجيبى ، كه شنيده بودم ، بچشمان خود ديدم . استخوانهاى جمجمه‌هاى پارسيها و مصريها از يكديگر جدا است ، يعنى در يك طرف استخوانهاى مصرى و در طرف ديگر استخوانهاى پارسى است ، زيرا اجساد را جداگانه دفن كرده‌اند . جمجمهء پارسى بقدرى سست است ، كه اگر سنگ ريزه‌اى به آن بزنند ، سوراخ مىشود ، ولى جمجمهء مصرى خيلى سخت است و با اشكال ميتوان آن را شكست . جهت اين تفاوت ، چنان كه گويند و بايد صحيح باشد ، از اينجا است ، كه مصريها از كودكى موهاى سر را ميتراشند و از اثر آفتاب استخوان جمجمه آنها سخت مىشود و به همين جهت در ميان آنها كل كمتر از جاهاى ديگر است ، پارسيها ، چون كلاههاى نمدين بر سر دارند ، سر آنها از تابش آفتاب محفوظ ميماند ، ولى در عوض استخوان سرشان سست است . مصريها پس از اين شكست با كمال بىنظمى فرار كرده پناه به منفيس پاى تخت مصر بردند . در اين احوال كبوجيه در كشتى مىتىلىنى « 2 » رسولى از پارسيها فرستاد ، كه مصريها را بتسليم شدن دعوت كند ، ولى وقتى كه مصريها كشتى را ديدند ، هجوم برده آن را شكستند و مردانى را ، كه در كشتى بودند ، ريز ريز كردند . پس
هامش
( 1 ) -Pelusiumبر مصبّ اوّل شعبهء نيل از طرف مشرق واقع بود . ( 2 ) -Mitilene، اين شهر يكى از مستعمرات يونانى جزو آسياى صغير بود .