تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
گويد : « فقط عدّه‌اى قليل از اشخاصى ، كه بمصر رفته‌اند ، متوجهء نكته‌اى شده‌اند ، كه من ميخواهم بيان كنم . دو دفعه در سال از تمام يونان و فينيقيه ظروف سفالين ، كه پر از شراب است ، بمصر حمل مىشود و باوجوداين در مصر يك ظرف سفالين خالى ديده نميشود . بس اين همه ظروف سفالى را چه ميكنند ؟ هر كدخدائى مأمور است ، كه در محل خود اين ظروف را جمع كرده به منفيس بفرستد و در اينجا ظروف مزبور را پر از آب كرده بمحلهاى بىآب شامات ميفرستند . بدين منوال تمام ظروف سفالين ، كه در مصر خالى مىشود ، به اين جاهاى بىآب ميآيد . بعد از تسخير مصر پارسىها راهى بمصر ساختند و ، بطوريكه بيان كرده‌ام ، آب در منازل تهيه كردند ، ولى در زمان قشون‌كشى كبوجيه در منازل آب نبود و بپيشنهاد شخص هالىكارناسى كبوجيه داخل مذاكره با پادشاه عرب شد و او قبول كرد ، كه راه بيخطرى براى شاه تهيه كند . اعراب معاهده و قرارداد خود را بهتر از هر ملت ديگر رعايت ميكنند و انعقاد قرارداد چنين است : بين دو نفرى ، كه ميخواهند قرارى منعقد كنند ، شخصى مىايستد و بر انگشت بزرگ ( يعنى ابهام ) آن دو نفر ، با دم سنگى تيز خطى ميكشد ، بعد ، از لباس طرفين قرارداد قدرى پشم برداشته با آن ، خون آنها را بهفت پارچه سنگ ، كه بين متعاهدين چيده شده ، مىمالد و اسم دو خدا ، يعنى ديونيس « 1 » و اورانى « 2 » را ، ميبرد . پس از اجراى اين امر يكى از متعاهدين طرف ديگر را بدوستان خود معرّفى مىكند و از اين زمان آنها وظيفه خود ميدانند ، كه قرارداد را رعايت كنند . از خدايان ، اعراب فقط به دو خدا معتقدند : ديونيس و اورانى . ديونيس را آنها ارتالت « 3 » و اورانى را آلىلات « 4 » مىنامند . پادشاه اعراب بعد از عقد قرارداد با رسولان كبوجيه ، مشگهائى زياد از پوست شتر با آب انباشته بعد بر شترها بار كرده بكوير رفت و منتظر لشكر كبوجيه گرديد . اين خبر صحيح
هامش
( 1 - 2 ) - ديونيس در نزد يونانيها خداى شراب بود و اورانى موز ، يا حاميهء علم هيئت ، گويا مقصود هرودوت اورانوس بوده ، كه بعقيدهء يونانيهاى قديم خداى آسمان بشمار مىرفت . ( 3 ) -Orotalte .( 4 ) -Alilat، بايد مصحّف الّات باشد .