برسانند و بامورى ، كه از وظايف آنها است ، نظارت داشته باشند . اشخاصى ، كه در اينجا خانه دارند و من آنها را بايالات ميفرستم ، لازم است در آنجاها هم داراى اراضى و خانه شوند ، تا پس از ورود در منازل خود سكنى گزينند و مالياتها را اينجا بفرستند » . پس از آن كوروش براى يكعده از نزديكان خود خانه و دستنشانده هائى در اغلب شهرهاى مسخر معين كرد . اكنون هم اين املاك و علاقه ، كه در ممالك مختلف دولت پارس است ، باعقاب اين اشخاص تعلق دارد ، اگرچه اعقاب آنها در دربار شاه باشند . بعد كوروش گفت : « لازم است ولات اشخاصى باشند ، كه بتوانند بهتر و زيباترين چيزهائى را ، كه در ايالت خود مييابند ، باينجا بفرستند ، تا بىاينكه ما از خانهء خود خارج شويم ، بتوانيم از مزاياى هر ايالتى بهره برداريم .
بخصوص ، كه اگر خطرى براى ولات رو دهد ، ما بايد از آنها دفاع كنيم » . پس از اين نطق ، ايالات را به كسانى از دوستان خود داد ، كه شرايط مقرّره را قبول داشتند و طالب حكومت بودند و اشخاصى را انتخاب كرد ، كه از همه كافىتر ميدانست :
به عربستان مگابيز را فرستاد ، به كاپادوكيه ارتهباتاس « 1 » را ، فريگيّهء بزرگ را به ارتهكاماس « 2 » داد ، ليكيه و يونيّه را به كرىسانتاس ، كاريه را به آدوسيوس ، چنانكه ميل اهالى بود ، فريگيّه را ، كه در نزديكى هلسپونت است ( فريگيهء سفلى ) و نيز االيد را به فرنوخوس ، به كيليكيه ، قبرس و پافلاگونيّه كوروش ولات پارسى نفرستاد ، زيرا اهالى آن در موقع محاصره بابل با ميل از او متابعت كردند ، ولى باجى براى آنها مقرّر داشت . آنچه كوروش در آن زمان كرد ، اكنون هم باقى است : توضيح آنكه ساخلوهاى قلاع در تحت اوامر خود شاهاند و رؤساء قسمتهاى هزار نفرى را خود شاه معين و اسامى آنها را در كتابى يادداشت مىكند ( مقصود كزنفون از رئيس قسمت هزار نفرى « 3 » همان كوتوال قلعه است از اينجا بايد استنباط كرد ، كه ساخلو هر قلعه مركب از هزار نفر بوده ) .
كوروش به ولات توصيه كرد ، كه اعمال او را سرمشق قرار داده از او تقليد كنند : اوّلا از پارسيهائى ، كه ملتزم آنها هستند و ، نيز از متحدين ، سواره نظام و
هامش
( 1 ) -Artabatas .( 2 ) -Artacamas .( 3 ) -Chiliarques .