تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
غايب باشد ، صلاح شما بعقيدهء من در اين است ، كه شخصى لايق انتخاب كنيد ، تا آنچه را كه نسبت بخدايان فريضه است ، بجا آرد » . سخن كبوجيه را كوروش و كاركنان دولت پسنديدند و خدايان را بشهادت طلبيده قرارداد را پذيرفتند . اكنون هم پارسىها و شاه اين قرارداد را رعايت مىكنند . پس از آن كوروش از پارس حركت كرد و ، همين كه به ماد برگشت ، با رضايت پدر و مادر دختر كياكسار را گرفت . زيبائى اين دختر را هنوز هم توصيف ميكنند . بعض نويسندگان عقيده داشتند ، كه كوروش خالهء خود را ازدواج كرد ، ولى در اين صورت بايستى اين طفل پيرزنى باشد . پس از عروسى ، كوروش بگردونه نشسته حركت كرد .

فرستادن ولات بايالات

( كتاب 8 ، فصل 6 ) چون كوروش به بابل برگشت ، مقتضى ديد ، كه بايالات مسخره ولاتى بفرستد ، ولى با اين شرط ، كه كوتوالهاى قلاع و رؤساء قسمت‌هاى هزار نفرى « 1 » در تحت اوامر خود او باشند . او چنين كرد ، تا اگر يك والى از ثروت و كثرت دست‌نشانده‌هاى خود مغرور شده بخواهد مستقل شود ، قشون ايالت را در مقابل خود بيند . پس از اين تصميم ، او رؤساء عمده را جمع كرد ، تا به آنها بگويد ، كه كى بكدام ايالت ميرود و با چه شرايط . او بدين عقيده بود ، كه ، اگر از اوّل شرايط را به آنها بگويد ، با رغبت دستور او را خواهند پذيرفت ، ولى ، اگر پس از ورود به محل اين دستورها داده شود ، گمان خواهند كرد ، كه بواسطه بىاعتمادى ميخواهند آنها را محدود كنند . وقتىكه همه حاضر شدند ، كوروش چنين گفت : « دوستان ، ما ساخلو و كوتوال در شهرهائى ، كه مطيع شده‌اند ، گذاشته‌ايم . در موقع حركت به آنها دستور دادم ، كه بكارى جز حفظ خندق‌ها دخالت نكنند ، من نميتوانم آن‌ها را منفصل كنم ، زيرا مطابق امر من رفتار كرده‌اند ، ولى به نظر من لازم است ولاتى بايالات بفرستم ، تا اهالى را اداره كنند ، ماليات‌ها را وصول كرده حقوق ساخلو را
هامش
( 1 ) -Chiliarques .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 459 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )