تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
سكنى داشتند ، مطيع كرد و از آنجا به طرف مصر روانه شده آن را نيز باطاعت درآورد ( اين‌جا هم كزنفون اشتباه كرده ، مصر در زمان كبوجيه تسخير شد . م . ) . بنابراين حدود دولت او در اين زمان چنين بود : در مشرق ، درياى اريتره ( بايد درنظر داشت ، كه قدماى مورّخين و نويسندگان يونانى درياى احمر و خليج پارس و درياى عمان را درياى اريتره مينامند ، پس مقصود كزنفون از اريترهء دوّم درياى عمان است . م . ) . در شمال ، درياى سياه - در مغرب ، جزيرهء قبرس و در جنوب ، حبشه ، كه حدود نهائى آن بواسطه حرارت و سرما و طغيان رودها يا خشكسالى قابل سكنى نيست . كوروش محل اقامت خود را در مركز اين ممالك قرار داد . او هفت ماه سال را در بابل ، كه هوايش گرم است ، ميگذراند ، سه ماه بهار را در شوش و دو ماه تابستان را در همدان . بدين جهت گفتند ، كه زندگانى او در جاهاى گرم و خنك بود . كوروش چنان مردم را به خود علاقه‌مند ميكرد ، كه هر ملت بهترين محصول يا ميوه و حيوانات و كارهاى صنعتى مملكت خود را به او ميداد . هر شهر نيز چنين ميكرد و هركس ، كه ميتوانست يك تقديمى به او بدهد ، خود را غنى ميدانست . اما كوروش ، پس از پذيرفتن اشيائى ، كه بحدّ وفور داشت ، در عوض چيزهائى به هديه‌دهندگان ميداد ، كه ميدانست به آن احتياج دارند .

فوت كوروش

نويسندهء مزبور گويد ( كتاب 8 ، فصل 7 ) چنين بود زندگانى كوروش و ، چون پير شد ، در دفعهء هفتم از زمان تأسيس سلطنت خود سفرى به پارس كرد . پدر و مادرش چندين سال قبل مرده بودند . پس از ورود مراسم قربانى را بجا آورده و براى خدايان موافق عادات پارسى رقصهائى را شروع ( از نظر يونانى است ) و بخشش‌هاى زياد بمردم كرد . پس از آن بقصر خود رفته در آنجا خوابيد و در خواب شخصى را ديد ، كه شهامتش فوق شهامت بشر بود و اين شخص به او گفت : « كوروش آماده شو ، به زودى تو نزد خدايان خواهى رفت » . پس از آن كوروش بيدار گشت و فهميد ، كه زمان مرگش دررسيده . بنابراين حيواناتى براى قربانى انتخاب كرده موافق عادات مذهبى بسر كوهها رفت ، تا آنها را