تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
من راضىام ، بده » كوروش دست هيستاسپ را گرفته در دست گبرياس گذارد و او اين دست را گرفت . بعد كوروش هدايائى گرانبها به هيستاسپ داد ، تا براى نامزدش بفرستد و كرىسان‌تاس را به طرف خود كشيده بوسيد . ارته‌باذ گفت : « كوروش ، جامى را ، كه به من بخشيدى و چيزى كه به كرىسان‌تاس دادى ، از يك طلا نيستند » - « به تو همچنين چيزى خواهم داد » - « كى ؟ » - « پس از سى سال » - « بس منتظر خواهم بود و ، چون خيال ندارم ، زودتر بميرم ، به فكر اداى قرضت باش » . با اين صحبت‌ها شام به آخر رسيد و كوروش ميهمانها را تا دم در مشايعت كرد .

مرخّص‌كردن متّحدين

( كتاب 8 ، فصل 4 ) روز ديگر كوروش تمام متحدينى را ، كه بطيب خاطر طرفدار شده بودند ، مرخص كرد . به كسانى كه خواستند نزد او بمانند ، اراضى و خانه‌هائى داد ، كه اعقاب آنها هنوز در تصرّف دارند ، بيشتر اين كسان مادى و گرگانى بودند . اشخاصيكه خواستند بروند ، هدايائى دريافت كردند و كسى از صاحب‌منصبان و سربازان ناراضى نبود . بعد كوروش خزانه‌هائى را ، كه از سارد آورده بود ، بقشون خود تقسيم كرد . اين تقسيم از رؤساء قسمت‌هاى ده هزار نفرى و صاحبمنصبانى شروع گرديد ، كه به شخص او وابسته بودند و سهم هركس بتناسب خدماتى كه كرده بود ، معين شد . تعيين اسهام سايرين به نظر رؤساء قسمت‌هاى ده هزار نفرى موكول بود و آنها هم بنا بقاعدهء الا هم فالا هم ، يعنى نظر بخدماتى كه كرده بودند ، سهم هر صاحب‌منصب را معين ميكردند ، تا ميرسيد به رؤساء دسته‌هاى شش نفرى و تقسيم بين سربازان منوط به نظر اينها بود . كلية تقسيم چنان شد ، كه همه موافق عدالت پاداش يافتند . چون هركس به سهم خود رسيد ، راجع به كوروش گفتند : « يقينا او ثروت زياد دارد ، كه بما چنين بخشش‌هائى مىكند » . بعضى گفتند : « چه ميتواند داشته باشد او كسى نيست ، كه خزانه‌ها تشكيل كند . او خرج كردن را بر داشتن ترجيح ميدهد » . كوروش چون اين حرفها را شنيد ، دوستان و اشخاصى را ، كه