تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
بود و هركدام از اسبها را ببيست ماديان ميكشيدند . سگهاى هندى اين والى بقدرى بود ، كه چهار قريه جلگه در عوض ماليات مكلف بودند خوراك اين سگها را برسانند ، چنان بود عايدات والى بابل » . ترديدى نيست ، كه هرودوت در باب عايدى والى بابل مبالغه كرده ( ارقام او غالبا اغراق‌آميز است ) زيرا يك ارتبه نقره به وزن امروز پانصد و پنجاه هزار گرام يا تقريبا صد و ده هزار مثقال نقره مىشود و اگر قيمت نقره را بنرخى ، كه قبل از تنزل اخير داشت ، حساب كنيم ( و حال آنكه در آن زمان ، چنان كه در باب دوّم اين كتاب ، در مبحث مسكوكات ، ببايد ، بيشتر بوده ) باز تقريبا بيازده هزار تومان بالغ است . بنابراين عايدات ساليانه والى مىبايست متجاوز از چهار ميليون تومان باشد . خود هرودوت در جاى ديگر تأليفش ( كتاب 3 ، بند 92 ) گويد ، كه ماليات بابل و ساير قسمت‌هاى آسور ، يعنى مملكت بابل ، هزار تالان يا به پول امروزى تقريبا يك ميليون و دويست هزار تومان بود ، بس والى براى مخارج خود تقريبا سه برابر و نيم ماليات از ايالت خود وجه دريافت ميداشته و چنين چيزى معقول نيست ، زيرا اگر بابل مىتوانست چنين وجه گزافى را بپردازد ، لااقل نصف آن را بر اصل ماليات اضافه ميكردند . بعد مورّخ مذكور گويد : « زمينهاى آسور ( مقصود بابل است ) با باران كمتر آب يارى مىشود ، چه آب باران فقط بقدرى است ، كه ريشهء حاصل‌تر شود و نموّ و رسيدن حاصل بسته به آب رود است ، ولى اين رود ، مانند نيل طغيان نمىكند . آب را بوسيله تلمبه‌ها و با دست بزراعت ميرسانند . در بابل مانند مصر جويهاى زياد كنده‌اند . بزرگترين آنها ، كه كشتىرو است ، از فرات تا دجله امتداد مىيابد . نينوا در ساحل اين رود است . اين مملكت از تمام ممالكى ، كه ما مىشناسيم ، از حيث غله حاصل‌خيزتر و از جهات ديگر در عسرت زياد است . ميوه ، مثلا انجير و انگور و زيتون ، كم دارد ، ولى در عوض ثمر دمترا « 1 » در اينجا بقدرى زياد است ، كه زمين تخمى دويست ، سيصد تخم ميدهد و پهناى برگهاى گندم و جو به چهار انگشت ميرسد . از اينكه ارزن و كنجد
هامش
( 1 ) - دمترا ، در يونان ربّ النّوع غلّه بود و مقصود هرودوت از ثمر دمترا غلّه است .